84/05/31
احادیث پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله
1ـ فضيلت دانش طلبى.
مـن سلك طريقا يطلب فيه علما سلك الله به طريقا الـى الجنه ... و فضل العالـم علـى العابـد كفضل القمـر علـى سـائر النجـوم اليله البـدر.
(1) هركه راهى رود كه در آن دانشـى جـويد , خداوند او را به راهى كه به سـوى بهشت است ببرد , و برترى عالـم بر عابـد ماننـد برتـرى ماه در شب چهارده بـر ديگـرستارگان است .
ستارگان است .
2ـ دين يابى ايرانيان.
لو كان الديـن عند الثريا لذهب به رجل من فارس ـ او قال ـ مـن ابناء فارس حتى يتناوله ,(2) اگـر دين به ستاره ثـريا رسـد , هـر آينه مـردى از سـرزمين پارس ـ يا ايـن كه فـرمـوده از فـرزنـدان فـارس ـ به آن دست خـواهنـد يـازيــد.
3ـ ايمان خواهى ايرانيان.
اذا نزلت عليه (ص ) سـوره الجمعه فلما قرا: و آخريـن منهم لما يلحقوا بـهم .
(3) قال رجل مـن هولاء يا رسول الله ؟ فلم يراجعه النبى (ص ) حتى سئله مره او مرتين او ثلاثا.
قال و فينا سلمان الفارسـى قال فـوصع النبـى يده على سلمان ثـم قال : لـو كـان الايمـان عنـد الثـريـا لنـا له رجـال مـن هـولاء.
(4) وقتـى كه سـوره جمعه بر پيامبـر اكرم (ص ) نازل گرديـد و آن حضرت آيه و آخريـن منهم لمايلحقـوا بهم را خـوانـد.
مردى گفت : اى پيامبـر خـدا مراد ايـن آيه چه كسانـى است ؟ رسـول خدا به او چيزى نگفت تا ايـن كه آن شخص يك بار ,دوبار , يا سه بار سوال كرد.
راوى ميگـويد: سلمان فارسى در ميان ما بود كه پيامبراكرم (ص ) دستـش را روى دوش او نهاد, سپـس فرمـود: اگر ايمان به ستاره ثريا برسد هرآينه مـردانـى از سـرزميـن ايـن مـرد به آن دست خـواهنـد يافت .
4ـ مشمولان شفاعت.
اربعه اناالشفيع لهم يوم القيمه :.
1ـ معين اهل بيتى .
2ـ والقـاضـى لهـم حـوائجهم عنـد مـا اضطــروا اليه .
3ـ والمحب لهم بقلبه و لسانه .
4ـ والدافع عنهم بيده .
(5) چهار دسته انـد كه مـن روز قيـام شفيع آنهاهستـم :.
1ـ يارى دهنده اهل بيتم , 2ـ بـرآورنـده حـاجـات اهل بيتـم به هنگـام اضطـرار و نـاچـارى , 3ـ دوستدار اهل بيتم به قلب وزبان , 4ـ و دفـاع كننـده از اهل بيتـم با دست و عمل .
5ـ ملاك پذيرش اعمال.
لايقبل قول الا بعمل و لايقبل قـول و لاعمل الا بنيه و لا يقبل قـول و لاعمل و لا نيه الا باصابه السنه .
(6) نزد خداوند سخنى پذيرفته نميشود مگر آن كه همراه با عمل باشد , و سخـن و عملى پذيرفته نمـيشـود مگـر آن كه همراه با نيت خالص باشـد .
و سخـن و عمل و نيتـى پذيـرفته نمـيشـود مگـر آن كه مطـابق سنت بـاشد.
6ـ صفات بهشتى.
الا اخبر كـم بمـن تحرم عليه النارغدا؟ قيل بلى يا رسـول الله .
فقال : الهيـن القريب اللين السهل .
(7) آيا كسـى را كه فرداى قيامت , آتـش بر او حرام است به شما معرفى نكنـم ؟ گفتند: آرى , اى پيامبر خدا.
فرمـود: كسى كه متيـن , خونگرم , نرمخـو و آسانگير باشد.
7ـ نشانه هاى ستمكار.
علامه الظالم اربعه :يظلم من فوقه بالمعصيه ويملك مـن دونه بالغلبه و يبغض الحق و يظهر الظلم .
(8) نشانه ظالم چهار چيز است : 1ـ با نافرمانى به مافوقش ستم ميكند, 2ـ به زيـر دستـش بـا غلبه فـرمـانـروايـى مـيكنـد, 3ـ حق را دشمـن مـيدارد, 4ـ و ستـم را آشكـار مـيكنـد.
8ـ شعبه هاى علوم دين.
انمـا العلـم ثلاثه : آيه محكمه او فريضه عادله او سنه قـائمه و مـا خلاهــن فهوفضل .
(9) همـانـا علـم ديـن سه چيز است , وغيــر از اينها فضل است : 1ـ آيه محكمه (كه منظور آز آن علـم واصـول عقـــائد است ), 2ـ فـريضه عادله ( كه منظور از آن علـم اخلاق است ), 3ـ و سنت قـائمه ( كه منظور از آن علـم احكـام شــريعت است ).
9ـ فتواى نااهل.
مـن افتـى النـاس بغيـر علـم ... فقـد هلك و اهلك .
(10) كسـى كه بدون صلاحيت علمى براى مردم فتـوا دهد, خـود را هلاك ساخته و ديگران را نيز به هلاكت انداخته است .
10ـ روزه واقعى.
الصـائم فـى عبـاده و ان كـان فـى فـراشه مـا لـم يغتب مسلمــا.
(11) روزه دار ـ مادامـى كه غيبت مسلمانـى را نكرده باشد ـ همـواره در عبادت است , اگر چه در رختخواب خود باشد.
11ـ فضيلت رمضان.
شهر رمضان شهر الله عزوجل و هـو شهر يضاعف فيه الحسنات و يمحـو فيه السيئات و هو شهر البـركه و هو شهر الانابه و هو شهر التـوبه وهو شهر المغفـره و هـو شهرالعتق من النار والفوز بالجنه ,الا فاجتنبـوا فيه كل حرام و اكثروا فيه مـن تلاوه القران ...(12) ماه رمضان ماه خداوند عزيز و جليل است ,و آن ماهـى است كه درآن نيكيهادوچندان و بديها محو ميشود, ماه بركت و ماه بازگشت به خدا و تـوبه ازگنـاه و مـاه آمـرزش و مـاه آزادى از آتـش دوزخ و كـاميـابـى به بهشت است .
آگاه بـاشيـد در آن ماه از هـرحـرامـى بپـرهيزيـد و قـرآن را زياد بخـوانيـد.
12ـ نشانه اى شكيبا.
علامه الصابر فى ثلاث : اولها ان لايكسل و الثانيه ان لايضجـر, والثالثه ان لايشكـو مـن ربه عزوجل , لانه اذا كسل فقد ضيغ الحق , واذا ضجر لـم يـود الشكر, واذا شكى مـن ربه عزوجل فقدعصاه .
(13) علامت صابر در سه چيزاست : اول : آن كه كسل نشـود, دوم : آن كه آزرده خاطـرنگردد, سـوم آن كه از خـداونـدعزوجل شكوه نكند, زيرا وقتى كه كسل شـود, حق را ضايع ميكند, وچـون آزرده خاطرگـردد شكـر را به جا نمـيآورد, و چـون از پـروردگارش شكايت كنـد در و واقع او را نافرمانى نموده است .
13ـ بدترين جهنمى.
ان اهل النار ليتاذون مـن ريح العالـم التارك لعلمه و ان اشد اهل النار ندامه و حسره رجل دعا عبـدا الـى الله فاستجاب له و قبل منه فاطاع الله فادخله الله الجنه و ادخل الـداعى النار بتركه علمه .
(14) همانا اهل جهنـم از بوى گند عالمى كه به علمش عمل نكرده رنج ميبرند, و از اهل دوزخ پشيمانـى و حسرت آن كـس سخت تـر است كه در دنيا بنـده اى را به سـوى خـداخـوانده و او پذيرفته وخدا اطاعت كرده و خـداوند او را به بهشت در آورده ولـى خـود دعوت كننـده را به سبب عمل نكـردن به علمـش به دوزخ انداخته است .
14ـ عالمان دنيا طلب.
اوحـى الله الـى داود(ع ) لاتجعل بينـى و بينك عالما مفتـونا بالدنيا فيصـدك عن طريق محبتى فان اولئك قطاع طرق عبادى المريديـن , ان ادنى ما انا صانع بهم ان انزع حلاوه مناجاتى عن قلوبهم .
(15) خداوند به داود(ع ) وحى فرمود كه : ميان مـن وخودت عالـم فريفته دنيا را واسطه قرار مده كه تو را از راه دوستيام بگرداند, زيراكه آنان , راهزنان بندگان جـوياى مـناند, همانا كمتر كارى كه باايشـان كنـم ايـن است كه شيـرينـى منـاجـاتـم رااز دلشـان بـركنم .
15ـ نتيجه يقين.
لـو كنتم توقنون بخير الاخره و شرهاكما تـوقنون بالدنيا لاثرتـم طلب الاخره .
(16)اگر شما مردم يقين به خير وشـر آخـرت مـيداشتيـد, همان طـور كه يقيـن به دنياداريـد البته در آن صـورت آخـرت را انتخـاب مـيكـرديـد.
16ـ نخستين پرسشهاى قيامت.
لاتزول قـدمـا عبـد يـوم القيمه حتـى يسئل عن اربع : عن عمره فيما افناه , و عن شبابه فيما ابلاه , و عن ماله مـن اين اكتسبه و فيما انفقه و عن جبنا اهل البيت .
(17) هيچ بنـده اى در روز قيامت قدم از قـدم بـر نمـيدارد تا از ايـن چهار چيزاز اوپرسيده شود: 1ـ از عمـرش كه در چه راهـى آن را فـانـى نمـوده , 2ـ واز جـوانـى اش كه در چه كـارى فـرسـوده اش ســـاخته , 3ـ و از مـالـش كه از كجـابه دست آورده و در چه راهـى صـرف نموده , 4ـ و از دوستى ما اهل بيت .
17ـ محكم كارى.
ولكـن الله يحب عبــدا اذا عمل عملا احكمه .
(18) پيامبـر اكـرم (ص ) وقتـى كه بـا دقت قبـر سعد بـن معاذ را پـوشـانـد فـرمـود: ميدانـم كه قبر سرانجام فرو ميريزد و نظم آن بهم ميخـورد, ولـى خداوند بنده اى را دوست مـيدارد كه چـون به كـارى پـردازد آن را محكـم واستـوار انجـام دهـد.
18ـ مرگ , بيدارى بزرگ.
الناس نيام اذا ماتوا انتبهوا.
(19) مـردم در خـواب انـد وقتـى كه بميـرنـد , بيـدا مـيشـونـد.
19ـ ثواب اعمال كارساز.
سبعه اسبـاب يكسب للعبـد ثـوابها بعد وفـاته : رجل غرس نخلا او حفـر بئرا او اجـرى نهرا او بنـى مسجـدا او كتب مصحفا او ورث علمـا او خلف ولـدا صـالحـا يستغفـر له بعد وفـاته .
(20) هفت چيز است كه اگر كسى يكياز آنها را انجام داده باشد, پس از مرگـش پاداش آن هفت چيز به او ميرسد:.
1ـ كسـى كه نخلـى را نشـانـده بـاشـد (درخت مثمـرى را غرس كـرده بـاشد),.
2ـ يا چاهى را كنده باشد,.
3ـ يانهرى راجارى ساخته باشد,.
4ـ يامسجدى را بنا نموده باشد,.
5ـ ياقرآنى نوشته باشد,.
6ـ يـا علمـى را از خـود بـر جـاى نهاده بـاشـد,.
7ـ يا فـرزنـد صـالحـى را باقـى گذاشته بـاشـد كه بـراى او استغفـار نمـايـد.
20ـ سعادتمندان.
طـوبـى لمـن منعه عيبه عن عيـوب المـومنيـن مـن اخـوانه طـوبـى لمـن انفق القصـد وبذل الفضل و امسك قـوله عن الفضـول و قبيح الفعل ,(21) خوشا به حال كسى كه عيبـش او را از عيوب برادران مومنـش باز دارد, خوشا به حال كسـى كه در خرج كردن ميانه روى كند و زياده از خرج راببخشد و از سخنان زائد و زشت خوددارى ورزد.
21ـ دوستى آل محمد.
من مات على حب آل محمد مات شهيدا.
الا و مـن مـات علـى حب آل محمـد مـات مغفـورا له .
الا و من مات على حب آل محمد مات تائبا.
الا و مـن مـات علـى حب آل محمـد مـات مـومنـا مستكمل الايمان .
الا ومن مات على بغض آل محمد جاء يوم القيمه مكتـوب بيـن عينيه مايـوس من رحمه الله .
الا و مـن مـات علـى بغض آل محمـد لم يشـم رائحه الجنه .
(22) كســى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بميـرد شهيـد مرده است .
آگـاه بـاشيـد كسـى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بميـرد آمـرزيـده مــرده است .
آگاه باشيـد كسـى كه بـا دوستـى آل محمـد (ص ) بميـرد .
تـوبه كـار مـرده است .
آگاه باشيـد كسـى كه با دوستـى آل محمـد (ص ) بميرد , با ايمان كامل مرده است .
آگاه باشيـد كسـى كه با دشمنـى آل محمـد (ص ) بميرد , در حالـى به صحراى قيامت مـيآيـد كه بـر پيشـانـى اش نـوشته شـده : نـا اميـد از رحمت خدا.
آگاه باشيد كسـى كه با دشمنـى آل محمد (ص ) بميرد, بـوى بهشت به وى نمـيرسـد .
22ـ سزاى زن و مرد همسر آزار.
ايما امراه اذت زوجها بلسانها لميقبل الله منها صرفا و لاعدلا ولاحسنه مـن عملهاحتى ترضيه و ان صامت نهارها قامت ليلهاو كانت اول مـن يرد النار و كذلك الرجل اذا كان لها ظالما,(23) هر زنـى كه شـوهر خـود را با زبان بيازارد خداوند هيچ جبران و عوض و نيكـى ازكارش را نميپذيرد تا او را راضى كند, اگر چه روزش را روزه بگيرد و شبـش را به عبادت بگذراند و چنين زنى اول كسى است كه داخل جهنـم خـواهد شد و همچنيـن است اگر مرد به زنش ستم روا دارد.
23ـ سزاى زن ناسازگار با شوهر.
ايما امراه لمتـرفق بزوجها و حملته علـى ما لايقـدر عليه و ما لايطيق لـمتقبل منها حسنه و تلقـى الله و هـو مليها غضبان ,(24) هرزنـى كه با شـوهر خـود مـدارا ننمايد واو را به كارى وادرا سازد كه قـدرت وطاقت آن را ندارد, از او كارى نيكـى قبـول نمـيشـود ودر روز قيامت , خدا رادرحـالتـى ملاقـات خـواهـد كـرد كه بـر روى خشمگيـن بـاشـد.
24ـ نخستين رسيدگى در قيامت.
اول ما يقضى يوم القيمه الدماء.
(25) اوليـن كارى كه در روز قيامت به آن رسيدگـى ميشـود خـونهاى به ناحق ريخته شده است .
25ـ بيرحمى و ترحم.
اطلعت ليله اسـرى علـى النار فرايت امراه تعذب فسئلت عنها فقيل انها ربطت هره و لم تطعمها و لـم تسقها و لـم تـدعها تاكل مـن خشـاش الارض حتـى ماتت فعذبهابذلك و اطلعت علـى الجنه فـرايـت امـراه مـومسه يعنــى زانيه فسئلت عنها فقيل انهامرت بكلب يلهث مـن العطـش فارسلت ازارها فى بئر فعصرته فـى حلقه حتـى روى فغفـر الله لها.
(26) در شب مـعراج از دوزخ آگاهـى يـافتـم , زنـى را ديـدم كه درعذاب است , از گناهش سوال كـردم .
پاسخ داده شد كـــــه او گربه اى رامحكـم بست , درحالى كه نه به آن حيوان خـوراكى داده و نه آبى نوشاند و آزادش هم نكرد تا خود در روى زمين چيزى را بـيابـد و بـخـورد و با اين حال ماند تا مرد.
خداوند اين زن را به خـاطر آن گناه عذاب كرده است .
و از بهشت آگاهى يافتـم , زن آلـوده حامنى را ديدم و از وضعش سـوال كردم .
پاسخ داده شد ايـن زن به سگى گذر كرد, در حالى كه از عطش و زبانش را از دهان بيرون آورده بود , او پارچه پيرهنـش را در چاهى فرود برد, پـس آن پارچه را در حلقوم سگ فشرد تا آن حيـوان سيراب شـد خـداوندگناه آن زن را به خاطرايـن كار بخشيد.
26ـ عدم پذيرش اعمال ناخالص.
اذا كان يـوم القيمه نادى مناد يسمع اهل الجمع اين الذين كانـوا يعبدون الناس قـومـوا خذوا اجـوركـم ممـن عملتـم له فانـى لااقبل عملا خالطه شـى ء مـنالـدنيا واهلها.
(27) چـون روز قيامت فـرا رسـد, نـدا دهنـده اى نـدا دهـد كه همه مـردمميشنـوند گـويد: كجايند آنانكه مردم را ميپرستيدند ؟ (28) برخيزيد و پاداشتان را ازكسـى كـــه براى او كار كرديد بگيريد چـون مـن عملـى را كه چيزى از دنيا واهل دنيا با آن مخلوط شده باشد, قبول نميكنـم .
27ـ دنيا طلبى ,عنصر حبط اعمال.
ليجيئن اقـوام يوم القيمه واعمالهم كـجبال تهامه فيـومر بهم الى النار قالـوايا رسول الله مصلين ؟ قال نعم يصلون و يصومون وياخذون هنا مـن الليل فاذا عرض لهم شـى ء مـن الـدنيا و ثبـوا عيله .
(29) در روز قيامت گروهـى را بـراى محاسبه ميآورند كه اعمال نيك آنان ماننـد كـوههاى تهامه بر روى هـم انباشته است امـا فرمان ميرسد كه به آتـش برده شوند صـحـابـه گفتند : يـا رسول الله آيـا اينان نماز ميخواندند؟ فرمـود: بلى نماز ميخـواندند و روزه ميگرفتند و قسمتى از شب را در عبـادت بــه سـر ميبردند اما هميـن كه چيزى از دنيا به آنها عرضه ميشد, پرش و جهشميكردند تا خود را به آن برسانند.
28ـ با هر كه اى با اوستى.
المرء مع من احب (30).
آدمـى ( در قيـامت ) بـاكســى است كه او را دوست دارد.
29ـ دوستى اهل بيت.
مـن سره ان يحيى حياتى و يمـوت مماتـى و يسكـن جنه عدن غرسهاربـى فليـوال عليامن بعدى و ليوال وليه و ليقتد بالائمه من بعدى فانهم عترتى و خلقوا مـن طينتى رزقوا فهما و علما و ويل للمكذبين بفضلهم مـن امتى القاطعيـن فيهم ضلتى لا انالهم الله شفاعتى .
(31) هر كس دوست داشته باشد كه چون من زندگى كند وچون مـن بميرد و در باغ بهشتى كه پروردگارم پرورده جاى بگيرد.
بايد بعد از من على را, و دوست او را دوست بداردو به پيشوايان بعد از من اقتدا كند كه آنان عترت مـن هستند و از طينتم آفريده شـده اند و از درك و دانـش برخـوددار گرديـده انـد و واى بر آن گروه از امت مـن كه برترى آنان راانكار كنند و پيوندشان را با مـن قطع نمايند كه خداوند شفاعت مرا شامل حال آنان نخواهد كرد.
30ـ ولايت على (ع ) شرط قبولى اعمال.
فـو الذى بعثنى بالحق نبيا لو جاء احدكـم يوم القيامه باعمال كامثال الجبال ولـم يجـى ء بـولايه علـى بـن ابيطـالب لاكبه الله عزوجل فـى النار .
(32) سـوگنـد به خـدايـى كه مرا به حق بـرانگيخته اگر يكـى از شما در روز قيامت بااعمالى هماننـد كـوهها بيايد.
اما فاقـد ولايت وقبـول حاكميت علـى بـن ابيطالب بـاشـد, خـداونـد او را به رو در آتـش افكند.
31ـ پاداش مريض.
اذا مـرض المسلـم كتب الله له كاحسـن ما كـان يعمل فـى صحته و تسـاقطت ذنـوبه كمايتساقط ورق الشجر.
(33) وقتى كه مسلمان , بيمار شـود, خـداوند هماننـد بهتريـن حسناتـى كه در حال سلامت انجام ميداده در نامه عملـش مينـويسد و گناهانـش همچـون برگ درخت فرو ميريزد.
32ـ مسئوليت مسلمانى.
من اصبح لايهتـم بامور المسلمين فليـس منهم و مـن سمع رجلا ينادى يا للمسلميـن فلم يجبه فليس بمسلم .
(34) هر كه صبح كند و به امور مسلميـن همت نگمارد , از آنهانيست ;و هركـس بشنود كه شخصـى فرياد مـيزنـد: (( اى مسلمانها به فريادم برسيد)) ولـى جـوابـش نگـويد,مسلمان نيست .
33ـ پيوستگى ايرانيان با اهل بيت عليهم السلام.
قالت الرسول من الفرس لرسول الله (ص ) الى من نحـن يا رسول الله ؟ قال انتم مناو الينا اهل البيت .
(35) فرستادگان باذان , پادشاه يمـن , تحت الحمايه ايران كه اصالتا ايرانى بـودند به حضور پيامبر اكرم (ص ) آمدند و گفتند: اى رسـول خدا: سرانجام ما فارسيان به نزدچه كسى خواهد بود؟ حضرت فرمـود: شما فارسيان از ما هستيـد و سرانجامتان به سـوى ما و خانـدان ماخواهد بود.
قال ابـن هشام : فبلغنى عن الزهرى انه قال : فمـن ثـم قال رسول الله : سلمان منااهل البيت .
ابـن هشام از قول زهرى گويد: و از همين جا بود كه پيامبر فرمود: سلمان از اهل بيت ماست .
34ـ خيانت بزرگ.
من تقدم على المسلمين و هو يرى ان فيهم مـن هو افضل منه فقد خان الله و رسوله و المسلمين .
(36) كسى كه بر مسلمانان پيشـى گيرد, در حالـى كه ميداند در ميان آنها كسـى افضل وبهتر از او وجـود دارد, چنيـن كسى به خدا و رسولـش و همه مسلمانان خيانت كرده است .
35ـ ارزش هدايت.
لان يهدى الله بك رجلا واحـدا خيـر لك ممـا طلعت عليه الشمس .
(37) پيـامبـر اكـرم (ص ) خطـاب به حضـرت علـى (ع ) فـرمود: هدايت نمـودن خداوند فردى را به وسيله تو از آنچه آفتاب بر آن بتابد براى تـوبهتر و ارزنده تر است .
36ـ مردمان آخرالزمان.
ياتـى على الناس زمان تخبث فيه سرائرهـم و تحسـن فيه علانيتهم طمعا مـن الدنيا,لايريدون به ما عنـد ربهم , يكـون دينهم ريـاء لايخالطهم خـوف , يعمهم الله بعقاب فيـدعونه دعاء الغريق فلا يستجيب لهم .
(38) زمانى بر مردم فرا مـى رسد كه براى طمع در دنيا, باطنشان پليد و ظاهرشان زيباباشـد, علاقه اى به آنچه نزد پروردگارشان است نشان ندهند, ديـن آنها ريا شـود وخـوفـى (از خـدا) در دلشان آميخته نشـود, خـداونـد همه آنها را به عذاب سختـى گـرفتار كند, پـس مانند دعايشخص غريق دعا كنند, ولـى دعايشان را اجابت نكند.
37ـ راستگو ترين صحابه.
مـااظلت الخضـراء و لااقلت الغبـراء مـن ذى لهجه اصـدق مـن ابــيذر.
(39) آسمان سايه نينداخته و زميـن در بر نگرفته , صاحب سخنى راستگوتر از ابوذر را.
38ـ پرسش از عالمان و همنشينى بافقيران.
سـائلـوا العلمـاء و خـاطبـوا الحكماء و جـالسـوا الفقـراء.
(40) از دانشمنـدان بپـرسيـد و با فـرزانگان سخـن بگـوييـد و با فقيـران بنشينيـد.
39ـ دستبوسى نه.
هذا تفعله الاعاجـم بملـوكها و لست بملك انمـا انـا رجل منكـم .
(41) مردى خواست تا بر دست رسـول خـدا (ص ) بـوسه زنـد, پيامبر دست خـود را كشيـد وفرمود: ايـن كارى است كه عجمها با پادشاهان خـود ميكنند و من شاه نيستـم , مـن مردى از خودتان هستم .
40ـ مهربانى با همنوعان.
ما آمن بـى مـن بات شبعان و جاره جائع و ما مـن اهل قـريه يبيت و فيهم جائع لاينظر الله اليهم يوم القيمه .(42) به مـن ايمان نياورده كسـى كه سير بخـوابـد و همسايه اش گرسنه باشـد, و اهل يك آبادى كه شب را بگذرانند و در ميان ايشان گرسنه اى باشد, خـداوند در روز قيامت به آنها نظر رحمت نيفكند.
-------------------------------------------------------------------------.
پى نوشتها:.
1ـ اصول كافى , ج 1, ص 42.
2ـ صحيح مسلـم , ص 4ص 1972, كتاب فضائل الصحابه , حـديث 230, و همان , ج 2, ص 417 چاپ بولاق , 3ـ سوره جمعه , آيه 3.
4ـ صحيح مسلم , ج 4, ص 1972, كتـاب فضـائل الصحابه .
5ـ خصـال صـدوق , بـاب اربعه , ص 215, حـديث 1.
6ـ بحار الانوار ج 2, ص 174.
7ـ ثواب الاعمال ص 381.
8ـ تحف العقول .
ص 21.
9ـ اصول كافى , ج 1, ص 37.
10ـ اصول كافى , ج 1, ص 54.
11ـ تهذيب الاحكام , ج 4, ص 190.
12ـ بحار الانوار, ج 96, ص 340.
13ـ همان , ج 71, ص 86.
14ـ اصول كافى , ج 1, ص 55.
15ـ همان , ج 1ص 58.
16ـ تنبيه الخـواطـر و نزهه النواظر(معروف به مجمـــوعه ورام ) , ج 1, ص 134.
17ـ خصـال صـدوق ص 253, و مشكـاه الانـوار , ص 171.
18ـ امالى صدوق , ص 231.
19ـ لئالى الاخبار, ص 386.
20ـ محموعه ورام , ج 2,ص 110.
21ـ روضه كافى , ص 248.
22ـ تفسير كشاف زمخشرى , ج 3,ص 467.
23ـ امالى شيخ صدوق , ص 257.
24ـ همان , ص 285.
25ـ سفينه البحـار, ماده قتل , ج 2, ص 407.
26ـ جواهر الكلام , ج 31, ص 359.
27ـ مشكات الانوار, ص 312.
28ـ يعنـى بـراى چشـم مـردم وخـوشـاينـد آنـان كـار مـيكـرده انـد.
29ـ لئالى الاخبار ,ص 465.
30ـ سفينه البحار ماده حبيب , ص 201.
31ـ حليه الاولياء, ج 1, ص 86.
32ـ امالى شيخ طوسى , ج 1,ص 314.
33ـ مكارم الاخلاق , ص 195.
34ـ اصول كافى , ج 3, ص 293.
35ـ سيره ابن هشام , ج 1,ص 72.
36ـ الغدير, ج 8, ص 291.
37ـ شـرح نهج البلاغه ابـن ابـى احـديـد, ج 1,ص 342.
38ـ اصول كافى , ج 3,ص 404.
39ـ الغديـر, ج 8,ص 97, و شـرح نهج البلاغه ابـن ابـى الحـديــــد, ج 2,ص 354.
40ـ تحف العقول , ص 41.
41ـ خيانت در گزارش تاريخ , ج 3,ص 271.
42ـ اصول كافى , ج 4,ص 493.
84/05/31
سایتهای مورد علاقه
84/05/30
بزرگان شیعه
84/05/30
کتاب فقهای نامدار شیعه
فهرست
كاربرد فقه
طبقات فقهاء:
اهميت فقه و فقهاء:
امانتداران شريعت:
تاريخ و جامعه:
انحراف مسير تاريخ:
نگاهى به كتابهاى موجود:
تشكر و سپاسگزارى:
گفتار استاد:
على بن بابويه كيست؟
گفتار ابن نديم:
تاليفات او:
مورد عنايت و توجه:
وفات او:
گفتار استاد:
عياشى كيست؟
گفتار مرحوم مدرس:
قرين سعادت:
گفتار مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى:
گفتار آية الله سيد حسن صدر:
ارادت به اهل بيت(ع):
گفتار صاحب سفينه:
گفتار مؤلف جامع الرواة:
تاليفات او:
فرزندان او:
وفات او:
3- ابن ابى عقيل عمانى
گفتار استاد:
گفتار صاحب رياض:
گفتار نجاشى:
گفتار شيخ طوسى:
گفتار بزرگان در حق او:
گفتار اردبيلى:
گفتار مرحوم سيد صدر:
گفتار مرحوم آية الله خويى:
وفات او:
4- ابن جنيد اسكافى
گفتار استاد:
ابن جنيد و روزگار او:
گفتار نجاشى:
گفتار سيد صدر:
گفتار صاحب معجم رجال الحديث:
تاليفات او:
وفات او:
5- شيخ مفيد(ره)
گفتار استاد:
شيخ مفيد و روزگار زندگى او:
بازگشتبه خويشتن:
مكتب مفيد:
مفيد از ديدگاه دانشمندان شيعه:
نظر دانشمندان اهل سنت:
اساتيد او:
شاگردان او:
تاليفات او:
وفات او:
6- سيد مرتضى علم الهدى
گفتار استاد:
علم الهدى از ديدگاه دانشمندان اهل سنت:
يكى از اساتيد ادبيات مصر گويد:
حوزه درسى او:
داستان آغاز تحصيل او:
اساتيد و شاگردان او:
تاليفات او:
لقب علم الهدى:
مناعت طبع و ملكات فاضله او:
وقف ملك براى هزينه فقهاء:
كتابخانه او:
وفات او:
حوزه نجف 7- شيخ ابو جعفر طوسى،مؤسس
گفتار استاد:
ولادت:
كتابهاى مرجع:
كرسى تدريس در بغداد:
گفتار نجاشى:
گفتار حاج آقا بزرگ تهرانى:
مقام و موقعيتشيخ طوسى:
مجتهدى كه مرجعيت مجتهدان را داشت:
گفتار بحر العلوم:
فرزندان شيخ:
وفات شيخ:
البراج) 8- قاضى عبد العزيز حلبى(ابن
گفتار استاد:
گفتار ارباب تراجم در باب او:
تاليفات او:
وفات او:
9- شيخ ابو الصلاح حلبى
گفتار استاد:
ولادت و عصر زندگى او:
ولادت:
اساتيد او:
گفتار بزرگان در حق او:
توثيق بزرگان:
گفتار صاحب مجمع البحرين:
گفتار صاحب معجم رجال الحديث:
فرزندان او:
آثار و تاليفات او:
وفات او:
ديلمى(سلار ديلمى) 10- حمزة بن عبد العزيز
گفتار استاد:
زندگى او:
گفتار صاحب ريحانه:
تاليفات او:
شاگردان او:
وفات او:
11- سيد ابو المكارم ابن زهره
گفتار استاد:
ابو المكارم و عصر زندگى او:
نياكان او:
آراء دانشمندان درباره او:
گفتار صاحب رياض:
سخن علامه مجلسى در بحار:
گفتار مرحوم مدرس:
خاندان زهره:
داستان جالبى از زندگى ابن زهره:
اساتيد او:
شاگردان او:
الدين طوسى 12- ابن حمزه معروف به عماد
گفتار استاد:
ولادت:
تاليفات او:
گفتار صاحب رياض:
گفتار صاحب روضات:
وفات او:
13- محمد بن ادريس حلى
گفتار استاد:
ولادت او:
سرزمين حله:
ابن ادريس در نظر محققين:
ابن ادريس خبر واحد را نمىپذيرد:
آيا ابن ادريس نوه شيخ طوسى است؟
وفات وى:
حسن«محقق حلى» 14- شيخ ابو القاسم جعفر بن
گفتار استاد:
ولادت و تحصيلات او:
استاد چهار صد مجتهد نامدار:
از اشعار او:
اساتيد او:
شاگردان او:
تاليفات او:
محقق و خواجه نصير الدين طوسى:
گفتار مرحوم افندى در اين مورد:
وفات او:
حلى حلى) 15- شيخ حسن بن يوسف (علامه
گفتار استاد:
ولادت او:
عصر زندگى او:
اساتيد او:
مشايخ روايتى او:
شاگردان او:
تاليفات او:
گفتار تفرشى:
گفتار صاحب مستدرك:
گفتار صاحب رياض:
دانشمندان اهل سنت و علامه:
وفات او:
علامه حلى 16- فخر المحققين حلى فرزند
گفتار استاد:
استعداد و نبوغ وى:
نظريه ديگر:
تحقيق و بررسى در اين مورد:
فخر المحققين در نظر علامه:
استاد-شاگردان:
تاليفات او:
وفات و مدفن او:
بن مكى محمد 17- شهيد اول شمس الدين
گفتار استاد:
شهيد و شهادت:
ولادت و شهرت او:
خاندان پربركت:
اساتيد او:
مشايخ روايتى و اجازه:
شاگردان او:
تاليفات و آثار او:
خصوصيات روحى و جسمى او:
عامل شهادت:
18- فاضل مقداد سيورى حلى
گفتار استاد:
گفتار بزرگان در حق او:
1- گفتار صاحب رياض:
گفتار صاحب روضات:
3- گفتار صاحب ريحانة الادب:
تاليفات او:
وفات او:
19- احمد بن فهد حلى اسدى
گفتار استاد:
گفتار ديگران درباره او:
مناظره و گفتگو با ارباب مذاهب:
شاگردان او:
وفات او:
جزائرى 20- شيخ الاسلام على بن هلال
گفتار استاد:
عنوان شيخ الاسلام چيست؟
گفتار دانشمندان درباره او:
گفتار صاحب رياض:
وفات او:
21- محقق كركى يا محقق ثانى
گفتار استاد:
محقق دوم،صاحب جامع المقاصد:
گفتار ديگران در حق او:
1- شهيد ثانى:
2- سيد نعمت الله جزائرى:
3- صاحب رياض العلماء:
4- گفتار صاحب امل الآمل:
5- گفتار صاحب ريحانة الادب:
تاليفات او:
فرزند او:
شاگردان او:
وفات او:
احمد«شهيد ثانى» 22- زين الدين على بن
گفتار استاد:
سفرهاى علمى:
شهرت علمى:
اقامت دائمى در موطن اصلى:
عظمتشخصيت او:
كار و تلاش:
اساتيد شهيد ثانى:
تاليفات و آثار علمى شهيد ثانى:
الف- كتب و رسالات فقهى:
ب-كتب درايه:
ج-كتب اصول فقه:
د-كتب مربوط به حديث:
ه-كتب ادعيه:
و-كلام:
ز-تفسير:
ح-نحو:
ط-اخلاق و عرفان دينى:
ماجراى شهادت او:
«مقدس اردبيلى» 23- احمد بن محمد اردبيلى
گفتار استاد:
ولادت او:
گفتار دانشمندان درباره او:
گفتار محدث نورى:
گفتار محدث قمى:
كرامات روحى و فضايل اخلاقى:
نامه او به شاه عباس:
اساتيد او:
شاگردان او:
تاليفات و آثار او:
وفات او:
عاملى«شيخ بهائى» 24- شيخ بهاء الدين محمد
گفتار استاد:
ولادت:
منزلت علمى و قلمى او:
عصر زندگى او:
اساتيد او:
شاگردان او:
تاليفات او:
الف-فقه(29 جلد):
ب-علوم قرآنى(9 جلد):
ج-حديث(2 جلد):
د-ادعيه و مناجات(6 جلد):
ه-اصول اعتقادات(5 جلد):
و-اصول فقه(5 جلد)
ز-رجال و اجازات(8 جلد):
ح-ادبيات و علوم عربى(28 جلد):
ط-وقايع الايام(1 جلد):
ى-رياضيات(20 جلد):
ك-حكمت و فلسفه(3 جلد):
ل-علوم غريبه(4 جلد):
سخنى در تاريخ وفات او:
25- ملا محمد باقر سبزوارى
گفتار استاد:
تاليفات او:
وفات او:
26- محقق خوانسارى
گفتار استاد:
اساتيد او:
شاگردان او:
تاليفات او:
وفات او:
27- آقا جمال خوانسارى
گفتار استاد:
تاليفات او:
وفات او:
28- فاضل هندى
گفتار استاد:
ولادت او:
تاليفات و آثار او:
وفات او:
الكل) 29- علامه وحيد بهبهانى(استاد
گفتار استاد:
ولادت او:
نسب او:
مهاجرت به بهبهان:
سفر به كربلا:
تاليفات او:
اساتيد و شاگردان او:
وفات او:
بحر العلوم 30- آية الله سيد محمد مهدى
گفتار استاد:
آثار علمى و عملى بحر العلوم:
«بحر العلوم»چرا؟:
گفتار بزرگان:
شاگردان او:
آثار و كتب او:
رسيدگى به حال بينوايان:
وفات او:
الغطاء 31- آية الله شيخ جعفر كاشف
گفتار استاد:
ستايش بزرگان از كاشف الغطاء:
اخلاق كاشف الغطاء:
آثار علمى و شاگردان كاشف الغطاء:
تاليفات شيخ:
وفات او:
عاملى 32- آية الله سيد جواد حسينى
اساتيد او:
شاگردان او:
تاليفات او:
احترام استاد:
ترجمه گفتار او:
حادثه دلخراش حمله وهابيها:
وفات او:
33- شيخ محمد حسن صاحب جواهر
گفتار استاد:
ولادت:
پدر و مادر:
موقعيتسياسى نجف:
اساتيد او:
شاگردان او:
ديدگاه صاحب جواهر نسبتبه شيخ مرتضى:
نامه به سعيد العلماء و جواب ايشان:
حفر كانال نجف اشرف:
گفتار ديگران درباره او:
وفات او:
34- شيخ مرتضى انصارى
گفتار استاد:
ولادت او:
مسافرت به كربلا:
مسافرت به مشهد:
مبتكر علم اصول جديد:
اخلاق و رفتار شيخ:
نماز استيجارى:
حاشيه نويسان محقق:
سبك نگارش او:
اساتيد شيخ:
مجيزين شيخ:
شاگردان او:
آثار و تاليفات ارزنده شيخ انصارى(ره):
وفات او:
35- ميرزاى شيرازى
گفتار استاد:
ولادت:
تحصيلات:
گزينش ميرزا به مرجعيت و زعامت دينى:
سيرت ميرزا در دوران زعامت:
حافظه ميرزا:
خرد ميرزا:
شيوه ميرزا در رسيدگى به امور:
اخلاق او:
كرامات ميرزا:
تاليفات و تصنيفات:
اقدامات و اصلاحات عملى ميرزا:
تحريم تنباكو:
سفر سوم ناصر الدين شاه به اروپا:
قيام مردم شيراز:
قيام مردم تبريز:
قيام مردم اصفهان:
متن حكم:
حكم تبعيد ميرزاى آشتيانى:
وفات ميرزا:
خراسانى 37- آخوند ملا محمد كاظم
گفتار استاد:
تاليفات او:
سياست:
مبارزه با اومانيسم و لامذهبى:
تلگراف آخوند خراسانى به آية الله انگجى:
وفات او:
دوم» 37- ميرزا محمد تقى شيرازى«ميرزاى
تاليفات او:
موقعيت عراق و نجف:
اشغال نيروهاى اجنبى:
گفتار حاج آقا بزرگ تهرانى:
گفتار مرحوم صدر:
نامه تكان دهنده:
تامين اعتبار جهاد:
نامه دوم:
همرزمان مرحوم ميرزا:
شهيدان فضيلت:
وفات او:
طباطبايى يزدى 38- آية الله العظمى سيد كاظم
ولادت و تحصيلات او:
تاليفات او:
نمونهاى از اشعار او:
بناهاى خيريه:
شهادت فرزند:
شخصيتسيد از زبان بيگانه:
فتواى او درباره جهاد با استعمار غرب:
وفات او:
اصفهانى 39- آية الله شيخ الشريعة
ولادت و رشد و نماى او:
سفر حج:
امتيازات شيخ شريعت:
تاليفات او:
شاگردان او:
مرجعيت او:
40- آية الله علامه نائينى
گفتار استاد:
ولادت:
مقام علمى او:
شاگردان و تاليفات او:
اخلاق و ملكات آية الله نائينى:
خدمات سياسى و اجتماعى او:
انقلاب عراق و نقش آية الله نائينى:
تبعيد مراجع شيعه به ايران:
وفات او:
عبد الكريم حائرى 41-آية الله العظمى حاج شيخ
ولادت:
هجرت به اراك و قم:
تاسيس حوزه علميه قم:
توطئه كشف حجاب:
ولاى به اهل بيت(ع):
خدمات ارزنده آية الله حائرى نسبتبه مستضعفين:
شاگردان آية الله حائرى:
نظر مرحوم آية الله شيخ مرتضى حائرى در مورد استاد و والد خويش:
1- توجه به حقوق همسر:
2- ايثار به ديگران:
3- گرسنگى خانواده در شب رحلت مؤسس حوزه علميه قم:
تاليفات آية الله حائرى:
وفات آية الله حائرى:
الحسن اصفهانى 42- آية الله العظمى سيد ابو
ولادت:
صفات و اخلاق او:
صبر و پايدارى:
دخالت در امور سياسى:
متن فتواى آية الله اصفهانى:
حادثه مسجد گوهرشاد:
شاگردان مكتب او:
وفات:
طباطبايى قمى 43- آية الله العظمى حاج حسين
اساتيد ايشان:
تاليفات ايشان:
تحصيل در سامراء:
آية الله قمى و مشهد:
ايستادگى در برابر ظلم و تقوى:
سرباز امام زمان(عج):
درخواستهاى پنجگانه از دولت ايران:
عبرت از تاريخ:
قضيه گوهرشاد از زبان آية الله اراكى:
گفتار آية الله العظمى مرعشى:
وفات او:
محمد فيض قمى 44-آية الله العظمى حاج ميرزا
اصرار در مهاجرت:
شاگردان:
ترويجبراى خدا:
تاليفات:
اخلاف شايسته:
وفات:
تقى خوانسارى 45- آية الله العظمى سيد محمد
ولادت:
نقش معظم له در نگهدارى حوزه:
نماز استسقاء:
ويژگيها و خصوصيات:
تاليفات:
شاگردان:
گفتار صاحب نقباء البشر:
وفات او:
خواب راستين:
در رثاى او:
حجت كوهكمرى 46- آية الله العظمى سيد محمد
ولادت و نسب:
بيوگرافى اجمالى:
ويژگيها و خصوصيات روحى آية الله حجت:
آثار و خدمات:
دخالت در امور سياسى:
گفتار صاحب ريحانة الادب:
آثار و تاليفات:
رحلت:
صدر عاملى موسوى 47- آية الله سيد صدر الدين
مولد خاندان صدر:
اساتيد او:
گفتار سيد عليرضا ريحان يزدى:
آل صدر الدين:
دوران فترت:
دوران مرجعيت:
اخلاق و ويژگيها:
حق استاد:
آثار و تاليفات:
گفتار كوتاه مرحوم خيابانى:
يادگارهاى ارزنده:
وفات او:
بروجردى 48- آية الله العظمى سيد حسين
گفتار شهيد استاد مطهرى:
1- آشنايى با تاريخ فقه:
2- تبحر در شناخت رجال:
3- آشنايى با مكاتب فقهى:
توضيح مطلب:
آثار تاريخى:
شاگردان او:
تاليفات او:
وفات او:
الهادى شيرازى 49- آية الله العظمى سيد عبد
ولادت و نسب:
خصوصيات و ويژگيها:
مراتب علمى:
ورع و تقوى:
از دست دادن بينايى:
آثار و تاليفات:
يادگارهاى او:
سيد محمد محقق داماد 50- آية الله العظمى حاج آقا
ولادت:
حوزه درس فعال:
خصوصيات و روحيات:
آثار و تاليفات:
فرزندان و اخلاف:
تاريخ وفات:
طباطبائى حكيم 51- آية الله العظمى سيد محسن
ولادت:
اساتيد او:
شاگردان ايشان:
تاليفات او:
فعاليتهاى سياسى او:
1-حضور شجاعانه در جبهه:
2-تكفير حزب شيوعى و اشتراكى:
3-كمك به جنبشهاى آزادىبخش:
4-شركت در نهضت اسلامى ايران:
الف-تلگراف ايشان به مرحوم آية الله بهبهانى:
ب-تلگراف دعوت از مراجع عظام قم:
ج-محكوم نمودن عوامل فاجعه 15 خرداد:
آثار و ابنيه:
فرزندان آن مرحوم:
وفات آن بزرگوار:
معصومى همدانى 52- آية الله العظمى ملا على
ولادت:
تقرب پيش استاد:
خاطرهاى از آن روزگاران:
مقامات علمى:
ويژگيهاى اخلاقى:
مقامات معنوى:
عباى وصلهدار:
تبادل رمز بين دو همرزم:
پايگاه روحانيت غرب كشور:
عشق به استاد:
عبادت و تهجد:
تاثير سخن:
طبع شعر:
حاضر جوابى و بديههگويى:
خصوصيت مجلس او:
اساتيد او:
جمعى از شاگردان او:
آثار و تاليفات:
خدمات اجتماعى و فرهنگى:
چند داستان شيرين:
2-تفرس به سنت:
اخلاف و فرزندان:
وفات او:
احمد خوانسارى 53- آية الله العظمى حاج سيد
تحصيلات:
اقامت در تهران:
مرجعيت عمومى:
تاليفات:
وفات:
دو اعلاميه تسليت:
پيام آية الله العظمى گلپايگانى:
تحليلى جزئى از دو تسليت مهم:
الله الموسوى الخمينى 54- آية الله العظمى سيد روح
ولادت:
مدرس عاليقدر حوزه:
مكتب درسى و تربيتى امام خمينى:
اساتيد او:
شاگردان او:
آثار و تاليفات امام:
تشكيل حكومت اسلامى:
رحلت:
نجفى 55- آية الله العظمى مرعشى
خدمات ارزشمند:
تاسيس كتابخانه:
مصاحبه با فرزند عاليقدر آن مرحوم:
تاليف و تصانيف و آثار علمى و سفرنامهها:
اجازات و استجازات:
نقش او در انقلاب اسلامى:
يادى از سال 1384:
خصوصيات اخلاقى:
1-ساده زيستن:
2-عشق به كمال و علم:
3-استفاده از امكانات داخلى:
4-مداومتبر نماز جماعت:
5-ارادت به اهل بيت(ع):
بناها و آثار دينى:
عاشق كتاب:
تاسيس كتابخانه فعلى:
شيوه بهرهبردارى از كتب خطى:
وصيتنامه:
نگهدارى كتابخانه:
رحلت:
القاسم خويى 56- آية الله العظمى سيد ابو
ولادت:
اساتيد او:
عاشق تاليف و تدريس و تربيتشاگرد:
آثار و تاليفات او:
تقريرات دروس او:
توضيحاتى پيرامون آثار فقهى و اصولى آن مرحوم:
آثار فقهى معظمله:
آثار اصولى آية الله العظمى خوئى:
آثار ديگر آية الله العظمى خوئى:
مشايخ آية الله العظمى خوئى:
ويژگيهاى آية الله العظمى خوئى:
شاگردان او:
خدمات اجتماعى و آثار باقيه و جاودانى:
رحلت مظلومانه او:
رضا گلپايگانى 57- آية الله العظمى سيد محمد
زندگى ايشان در شكلگيرى حوزه و تحولات آن:
حوزه پربركت:
در روزگار مراجع سهگانه:
ولادت:
گفتار مرحوم سيد ريحان الله يزدى:
اساتيد او:
خصوصيات علمى و اخلاقى:
اخلاص در توسل:
در عالم شهود:
استقلال حوزه:
فعاليتهاى سياسى و اجتماعى او:
روز شمار حوادث آن روز:
نمونههايى از اعلاميههاى پيش از پيروزى انقلاب:
پس از پيروزى انقلاب:
يك فقيه بزرگوار و اين همه خدمات:
تاليفات:
وفات او:
پيامهاى تسليت:
على اراكى 58- آية الله العظمى شيخ محمد
ولادت:
سندى از تاريخ:
خصوصيات و ويژگيها:
نعمات الهى:
دوران تحصيل و اساتيد:
آشنايى با حضرت امام(ره):
مرجعيت:
تاليفات:
اقدامات اجتماعى و سياسى:
2-اقامه نماز جمعه:
3-امامت جماعت:
4-همگانى با انقلاب اسلامى:
5-حمايت از دفاع مقدس:
6-تاييد و تقويت رهبرى بعد از رحلت امام:
7-پيامها در مقاطع حساس:
8-مرجعيت:
وفات:
84/05/30
ادعیه
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
84/05/30
آشنایی با حافظان و قاریان
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
84/05/29
نهج البلاغه
![]()
| |||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||
84/05/29
آدرس مراجع تقلید
|
دفاتر آيات عظام و مراجع تقليد در قم (كد شهرستان قم 0251) |
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دفاتر آيات عظام و مراجع تقليد در تهران | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
84/05/26
پاسخ سوالات
| | با سلام و عرض ادب و تبريك حلول ماه شوال جواب سئوالات رسيد از زحمات شما كمال تشكر را دارم. ارادتمند شما مكري | |
| | اگر زني در حالي كه حائض است از روي اجبار وارد مسجد شود حكم ان چيست؟ | |
| | چطور مي تاونم بر نفسانيات و شهوت خود چيره شوم. | |
| | چگونه مي توانم به سي دي ضيافت نور دست پيدا كنم چون متاسفانه شماره اي كه براي اشتراك وتهيه آن اعلامشده فاقد كد است و مشخص نيست با كدام شهر بايد تماس گرفت .بي صبرانه منتظر راهنمايي شماهستم. باتشكر | |
| | لطفا معنا و مفهوم و هوي وهوس را بيان كنيد وبگوئيد چگونه ميتوان آنرا از ساير احساسات تميز داد؟ | |
| | با عرض سلام سوال من اين است كه آيا ورق بازيهاي كامپيوتري نيز حرام هستند؟ | |
| | بي فرهنگي بسيار زيانبار تر از فرهنگ غلط است. غربيها وشرقيها فرهنگي را براي روابط ميان زن و مرد به وجود آورده اند كه به نظر ما غلط است . من مي خواهم بدانم فرهنگ درست اين روابط چيست تا با استفاده از اين تعاريف اولا در شرايط كنوني كه سن ازدواج بالا رفته بتوان نيازعاطفي خود را بر طرف كردوثانيا اين روابط مو جب آسيبهاي اجتماعي و اخلاقي نشوند. | |
| | با عرض سلام سوال من اين است كه آيا مرجعي هست كه اصلاح صورت با تيغ را جايز بداند؟ وچگونه آسان گير ترين مراجع كدام هستند؟ با تشكر | |
| | با سلام: ۱- اگر كسي جراحي پلاستيك صورت كرد بعد مي تواند وضو بگيرد؟(يعني وضو او صحيح است؟ ۲- به نظر شما سبك كشتن مرغ در كشتارگاها درست است و ايراد شرعي ندارد؟ ۳- من چند وقت پيش سئوالي از شما كردم وشما پاسخ نداديد دليلش چيست؟ | |
| | با سلام: چرا حاج ملا هادي سبزواري زنان را به حيوان موبلند براي آرامش مرد، توصيف كرده است و البته اين سوال را از بسياري پرسيده ام اما جواب نگرفته ام . با تشكر | |
| | بسم الله الرحمن الرحيم با سلام و عرض ارادت قلبي اينجانب قبلا" مقلد مرحوم آيت الله خوئي(ره) بودم و بعد از فوت ايشان مرجع تقليد خود را تعيين نكرده ام لذا مي خواستم بدانم كه آيا ميتوانم در تقليد ايشان بمانم يا بايد مرجع تقليد جديد اختيار كنم؟ | |
| | با عرض سلام: فردي روزه مستحبي گرفته است و در خواب محتلم مي شود حكم روزه اش چيست؟ با تشكر. | |
| | با سلام وعرض خسته نباشيد و تشكر ۱.چگونه بنده شوم به طوري كه خدا مرا بنده ي خود بخواند؟ ۲.گاهي اوقات با بعضي دعا ها به خودم مغرور مي شوم و نعوذ بالله از خدا طلبكار مي شوم . چگونه خضوع خودرا بالا ببرم تا به اين يقين برسم كه خدا با استجابت اين دعا بر من منت گذاشته است؟ ۳.چگونه ادب خود را در برابر بزرگواران بالا ببرم؟ ۴.از امام زمانم شرمنده ام چه كنم؟ ۵.از شب اول قبر وتنهايي بعد از مردن مي ترسم و اين كه ممكن است خيلي چيزها را موقع مردن وبعد از آن فراموش كنم مثل شهادتين. ۶.دوست دارم شهيد شوم حتي از خدا ميخواهم هر چه زودتر برام فراهم كند.چگونه مهيا شوم؟ ۷.چه رفتاري داشته باشم تا خدا هميشه دستم را بگيرد؟ خدا خيرتان بدهد و من الله التوفيق يا علي | |
| | من فرد وسواسي هستم ومن مثلا هر وقت به دستشويي مي روم فكر مي كنم قطراتي به من ترشح مي شود ومجبور به شستن مي شوم لطفاتوضيح دهيد كه چه كنم | |
| | سلام عليكم من همان زهرا بصيري برنده سايت شما هستم چون رمز كاربري خود را گم كردم خيلي سعي كردم به طريقي ادرس را برايتان ميل كنم اما نشد ببخشيد ناشيم همش توي بحث حوزه بودم و من تازه كار زهرا بصيري نام ابوي محمد علي تولد ۱۳۴۴-اول شهريور سن .۴ سال صادره از تهران- شماره شناسنامه ۱۵۳۶۶ تلفن ۷۹۱۶۷۲۸-۷۹۱۹۱۴۲-۷۴۵۳۷۵۱ تهران دردشت حاج صادقي ميدان ۱-هشت متري شرقي -شماره۲۲-واحد۱ ديژلم و سطح ۱ حوزه مسجد القصي تهران جايزه شما تبركي بزرگ از سايت بسيار معنوي شما من الاه التوفيق- | |
| | به نام خداو با سلام اين حقير از سالها پيش توفيق قرائت نماز شب را داشتم اما اكنون يك سال است اين توفيق از من سلب شده است سعي كرده ام با مشورت با اساتيد فن تمام موارد اشكالات ممكن را رفع كنم اما باز هم اين توفيق حاصل نمي شود آيا اشكال خاصي به نظر شما مي رسد ؟ و بالاخره جه بايد كنم ؟ متشكرم فرشيد | |
| | بسم الله الرحمن الرحيم سلام عليكم ابتدا يك پيشنهاد چه خوب است وقتي از شبانه روز را (حتي در حد دو ساعت ) را به گفتگوي مستقيم در قالب يك اطاق چت باحضور اساتيد علم اخلاق تعيين كنيد. در بين اين همه سي دي انتخاب مناسب كمي مشكل است . خواهشمندم سي دي هاي اساتيد برجسته در زمينه هاي اعتقادي و اخلاقي را با ذكر مركز تهيه آنها برايم ارسال شود ومن الله توفيق | |
| | با سلام اولا می خواستم بدانم چرا بحث اعتقادی شما همه اش راجع به عاشورا است آیا درمورد توحید هم مطلبی دارید و من ندیده ام؟: و سوال که بی شمار است اما یکی یکی اول اینکه در بحث توحید چگونه می توان بسیط بودن خداوند را اثبات نمود دوم اینکه چرا باید به توحید در امر و فعل هم معتقد باشیم و نقض این موضوع چه ضرری به وحدانیت خداوند خواهد داشت؟ با تشکر | |
| | با سلام نظر مراجع در مورد پاسور بازي بدون شرط بندي و برد و باخت چيست؟ | |
| | چنانچه در باره ماهيت مختار اطلاعاتي داريد و همچنين كتابهايي را كه معتبر هستند به بنده معرفي نماييد . با تشكر صادق سلامت ۲۲/۱/۸۳ | |
| | با سلام خدمت شما من چندتا پيش نهاد داشتم ولي چون نمي دونستم كجا بايد بنويسم از اين قسمت استفاده كردم . رنگهايي كه در سايت به كار برديد به خصوص توي قسمت منوها يك مقدار مات هست اگر از رنگهاي ديگري استفاده كنيد كه تنوع را بالاتر ببرد بهتر است زيرا همه قسمت هاي آن در يك رنگ مي باشد و همه هم چيزي توي مايه هاي طوسي ببخشيد قصد جسارت نداشتم فقط يك پيشنهاد بود من براي اولين بار وارد سايت شما شدم سايت بسيار عالي هست ممنون | |
| | خون كه بر لباس ميريزد ايا ميتوان نماز خواند. سهيل ش | |
| | ۱-لطفا"جواب سوال هاي مطرح شده بصورت عمومي توسط ديگران را برايم بفرستيد ۲-لطفا"طريقه ي ديدن مردگان نزديك و آقايمان امام زمان را در خواب را برايم بگوييد ممنون | |
| | ۱-آيا در قران مجيد در خصوص حضرت مهدي اشاره اي شده است؟كدام آيه ؟ لطفا در صورت امكان اعلام فرمائيد.(منظور من اين است كه قران در زمان حضرت رسول نازل شد و آيا در آن زمان به حضرت صاحب اشاره شده است؟ ۲-با توجه به اينكه حضرت مهدي با نظر حضرت حق و توجهات ايشان زندگي مي كنند. چرا ما براي سلامتي ايشان دعا مي كنيم ؟ مگر ايشان خداي نكرده تهديد خواهند شد؟ ۳- آيا حضرت مهدي مجرد هستند يا متاهل و آيا صاحب فرزند هستند؟ و همسر ايشان كيست؟(زميني يا ملائك؟) ۴- آيا در قران به ائمه اطهار به تفكيك يا كلي اشاره شده است؟ | |
84/05/26
آموزش قرآن
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
84/05/26
متن قرآن
|
||||||||||||||||
|
84/05/26
همان
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
84/05/26
همان
|




































«1»