تبليغاتX
فرهنگ خوبان

84/11/18

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 17 |  لینک ثابت   • 

84/11/18

سینه زدن

احكام سينه زدن

 

سؤال:

معنی سینه زدن چیست؟


جواب:

همان گونه كه شخص عزادار در شدت ناراحتی بر سر و سینه خود مي كوبد، سینه زن نیز به عنوان عزاداری بر سر يا سینه مي زند، لكن با نظم خاص خود و به صورت اجتماعی.


و آيت الله فاضل لنكراني (دام ظله العالي) در این رابطه مي فرمايند: سینه زدن يكي از مظاهر مهم عزاداری و ابزار تنفر از ظلم بنی اميه است و نه تنها اشتباه نیست، بلکه در تداوم هدف عاشورا نقش مهمی دارد.


و حضرت آيت الله بهجت (دام ظله العالي) معنای سینه زني را، ترویج و تحكيم محبت و معرفت و اطاعت از ایشان مي دانند.

 

 

سؤال:

آیا مي توان در سینه زدن آنقدر محکم زد كه بدن سرخ شود و يا خون جاری شود؟


جواب:

نظر فقها در این مورد به شرح زیر مي باشد:

حضرت آیت الله بهجت (دام ظله العالي) مي فرمایند: اگر مشتمل بر ضرر غير محرم نباشد مانعی ندارد.

 

مقام معظم رهبری (دام ظله العالي) مي فرمايند: سينه زدن تا آنجا اشکال ندارد كه عرف، آن ضرر و زخم را قابل توجه نمي داند و به آن اعتنایي نمي كند. تا این حد محكم زدن سينه اشکالی ندارد.

حضرت آیت الله فاضل لنكراني (دام ظله العالي) مي فرمایند: جایز بلكه راحج است، مشروط بر آنکه موجب ضرر مهم و اضرار نفس نباشد.

 

حضرت آیت الله مكارم شیرازی (دام ظله العالي) می فرمايند: از مجروح كردن بدن (در مراسم عزاداري) باید پرهیز نمود.


پس با نگاهي گذرا در مي يابيم كه نظر غالب علماء به عدم اشکال محكم سينه زدن تا حدي كه ضرر قابل توجهي به بدن وارد نكند مي باشد. البته هر مقلدی باید تابع مرجع خود باشد.

 

سؤال:

آیا سينه زدن با بدن عريان رحجان دارد يا با لباس؟


جواب:

حضرت آیت الله مكارم شیرازی (دام ظله العالي) مي فرمايند: برهنه شدن در این مراسم كار درستی نيست.

 

و مقام معظم رهبری (دام ظله العالي) در جواب این پرسش فقط فرموده اند: موارد مختلف است.


 

سؤال:

آیا مي توان در سينه زدن به بالا و پايين پرید روشی كه هم اکنون رسم شده است؟


جواب:

حضرت آیت الله بهجت مي فرمايند: اگر وهني بر آن مترتب نمي شود، مانعی ندارد. يعني اگر عرف جامعه این حرکات را بي احترامی و اهانت به مذهب نمي دانند اشکال ندارد.


و مقام معظم رهبری (دام ظله العالي) نیز مي فرمايند: شایسته است مراسم عزاداري به همان صورت متعارفی كه از قدیم متداول بوده برگزار شود.


با توضیح مقام معظم رهبری وقتی نگاهي به گذشته مي كنيم در مي يابيم كه در قدیم در مراسم هاي عزاداري خيلي از این حركات را كه بعضاً وهن انگیز هم مي باشند نداشته ايم و این حركات جدید التأسيس مي باشند.

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 16 |  لینک ثابت   • 

84/11/18

ادب کن

سؤال:

آيا درست است كه اهل بيت (ع) را با نام كوچك صدا بزنيم؟


جواب:

حاج آقا مجتهدي استاد اخلاق در اين رابطه مي فرمايند: به اسماء متبركه بايد احترام گذاشت ... چه بسا كه احترام و تجليل از يك اسم باعث بركات و توفيقات زيادي مي شود. كساني كه اسماء مباركه را با احترام ذكر نمي كنند منبرشان نور ندارد .... بگو حضرت علي اكبر (ع) نگو علي اكبر، بعضي كه روضه مي خوانند رعايت ادب را نمي كنند و مي گويند: زينب بيچاره، بلكه بيچاره خود اوست كه حرمت بزرگان و مقربان درگاه الهي را حفظ نمي كند.

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 15 |  لینک ثابت   • 

84/11/18

فطرس

سؤال:

در کتب مختلفه آمده است که فرشته ای به نام فطرس بود که به علت کندی در فرمان خدا، خداوند پرش را شکست و او را در جزیره ای انداخت. در زمان تولد امام حسین (ع) به همراه حضرت جبرئیل به نزد رسول خدا (ع) آمد و فطرس خودش را به حضرت حسین بن علی (ع) مالید و شفا یافت و بالا رفت و گفت: هر کس حسین (ع) را زیارت کند و سلام دهد به وی می رسانم. لطفاً در مورد صحت و سقم این مطلب توضیح فرمایيد؟


جواب:

علامه طباطبائی (ره) این داستان را بعید دانسته اند. چرا که در کلام خدا و احادیث ذکر شده است که یکی از صفات ملائکه این است که در بین ملائکه نافرمانی و عصیان نیست. معلوم می شود ملائکه نفسی مستقل ندارند و دارای اراده مستقل نیستند که بتوانند غیر از آنچه که خدا اراده کرده، اراده کنند. پس ملائکه در هیچ کاری استقلال ندارند و هیچ دستوری را که خدا به ایشان تحمیل کند تحریف نمی کنند و کم و زیادش نمی سازند. همچنان که در سوره تحریم آیه ششم آمده ( لا یعصون ... ما امرهم ) یعنی خدا در آنچه امرشان کند نافرمانی نمی کنند.
همچنین امیر المؤمنین علی (ع) در بیان وصف ملائکه می فرمایند: ( ولا عندهم غفله و لا فیهم معصیه ) و اگر اشکال شود که چرا شیطان معصیت خدا را کرد؟ جواب داده می شود که شیطان از جنس فرشتگان نبوده، بلکه از طایفه جن بوده است که در آیه 50 سوره کهف نیز علت سجده نکردن شیطان را همین امر بیان می کند که ( کان من الجن ففسق عن امر ربه )

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 15 |  لینک ثابت   • 

84/11/18

اختیار!!!

 

 من اختيار جدم را دارم!

در يكى از شهرستانها مجلس روضه اى برگزار شده بود. يكى از علماى بزرگ هم در اين مجلس حضور يافتند، در حال سيدى شروع به ذكر مصيبت نموده و بعضى از روضه هاى خلاف واقع و نادرست را هم خواند.

 

آن عالم جليل القدر و مجتهد آگاه، نتوانست تحمل كند و بپذيرد كه به اسم دين و مذهب و محبّت به اهل بيت دروغ گفته شود.
 

 

لذا به روضه خوان خطاب كرد كه:
اينها چيست كه مى خوانى؟

روضه خوان جواب داد:
آقا شما برويد دنبال فقه و اصولتان، من خودم اختيار جدم را دارم!
 

 

اين گونه برخورد كردن و عمل نمودن يكى از راههايى است كه ضربه هايى به دين وارد كرده است. زيرا هدف كه مقدّس است، وسايلى هم كه در خدمت آن است بايد پاك و مقدّس باشد.
 

 

ما نبايد دروغ بگوييم، نبايد غيبت كنيم، نبايد تهمت بزنيم. نه تنها براى نفع شخصى خودمان بلكه براى نفع دين هم نبايد اين امور زشت و حرام را مرتكب شويم. چون كه انجام اين امور به نفع دين، بى دينى كردن است و اين از نظر دين مقدّس اسلام هرگز پذيرفته نيست.

 

برگرفته از كتاب سيره نبوى

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 15 |  لینک ثابت   • 

84/11/18

برکت گریه

امیرالمؤمنین (ع) در روایتی فرمودند: « چشمي كه گریان نباشد، برکت ندارد. »

از روایات بسیاری استفاده مي شود كه يكي از علائم قساوت قلب خشكي چشم است و ما باید در رفع قساوت قلب بكوشيم كه در دعا داریم كه (اللهم اني اعوذبك من عين لاتدمع ....) خدایا پناه مي برم به تو از چشمي كه نمي گريد و اشک آن جاری نمي شود. البته بايد توجه كرد كه هر چشمي كه خشک است، حتماً از قساوت نیست، بلکه علل دیگر مي تواند داشته باشد.


در روايات اهل بیت (ع) علل گوناگونی براي قساوت قلب ذکر شده كه به عنوان نمونه به بعضی از آنها اشاره مي شود:

1) زیاد سخن گفتن در غير ذکر خدا

2) زیاد گناه کردن

3) آرزوی زیاد نمودن

4) گوش دادن به لهو

5) شكار نمودن

6) نگاه کردن به بخیل

7) جمع نمودن مال

8) هنگام دفن خویشان، خاك روي آنان ریختن

9) عبادت را ترك نمودن

10) همنشینی با افراد گمراه در دين و ستمگران

11) همنشینی با افراد فرو مايه و پست

12) خنده زیاد


در مورد جلا دادن قلب و رفع قساوت آن، راههايي از طرف ائمه اطهار (ع) به ما رسيده است. از جمله عبارتند از:

1) به ياد مرگ بودن

2) پند و اندرز

3) تفکر در آیات الهی و قیامت و احوال خویشتن

4) همنشینی با علماء و بهره بردن از آنان

5) معاشرت با افراد ارجمند و اهل فضل

6) گفتگوی علمي

7) اطعام تهيدستان

8) دست بر سر یتیمان كشيدن و مهربانی با آنان

9) ذکر خدا گفتن و ذکر فضایل و مناقب و مصائب اهل بيت (ع)

10) قرائت قرآن

11) استغفار
نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 15 |  لینک ثابت   • 

84/11/18

خاطرات روضه خوانی

 چند خاطره از مجالس روضه خوانى

مظلوميّت امام حسين عليه السلام
در زمان ستمشاهى رضاخان، روضه خوانى ممنوع بود، پدران ما از مجالس ‍ روضه خوانى مخفى ومحرمانه خاطرات جالبى تعريف مى كردند.
يكى از بزرگان مى گفت: در قم زيرزمين هاى خانه ها را بهم متّصل كرده بودند و مخفيانه در ساعتى خاص جمع مى شدند و روضه مى خواندند. روزى آيت اللّه خوانسارى در راهرو يكى از زيرزمين ها آنقدر گريه كرد كه غش كرد ومى فرمود: چقدر امام حسين عليه السلام مظلوم است كه ما نمى توانيم حتّى علنى برايش اشك بريزيم!
 

 

تعظيم شعائر
خداوند توفيق داد چند سال روز عاشورا در كربلا بودم. در آنجا رسم بود در روز عاشورا خيمه هايى بپا مى كردند و غروب عاشورا آتش مى زدند.           پرسيدم: آيا اين كار اسراف نيست؟ گفتند: اگر بخواهيم خاطرات وحشى گرى بنى اميه و مظلوميت اباعبداللّه الحسين عليه السلام را به خوبى نمايش دهيم، خرج دارد و اين تعظيم شعائر است.
 

 

عجب شباهتى
كامل حسين، معاون صدام حسين به سربازان خود گفته بود كه به اوّلين كسى كه گلوله اى به سمت حرم امام حسين عليه السلام شليك كند،  1000 دينار جايزه مى دهم !!
بياد سخن عمر سعد افتادم كه گفت: به اوّلين كسى كه به سوى حسين تير بيندازد، 1000 دينار جايزه مى دهم.
 

 

عوامى گرى
مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى به عزاداران هيئتى فرمودند: بعضى از كارهاى شما هنگام عزادارى خلاف شرع است، انجام ندهيد.                     آنها گفتند: سالى 360 روز ما مقلّد شما هستيم، سالى چند روز هم شما مقلّد ما باش!
 

 

روضه حضرت ابوالفضل عليه السلام
زمستان 57 بود و هوا بسيار سرد و نفت بسيار كم بود. شب عاشورا به مجلسى رفتم و خواستم روضه حضرت ابوالفضل را بخوانم. با اينكه معمولاً روضه نمى خوانم روضه را اينگونه بيان كردم و گفتم:
شما سالهاست كه روضه ابوالفضل را شنيده ايد، ابوالفضل دستهايش را زير آب برد و خواست آب بنوشد، ديد ديگران عطش بيشترى دارند، آب نخورد و به ديگران داد. شما هم كه آمدى روضه ابوالفضل، اگر نفت دارى و همسايه ها از سرما مى لرزند، نفت را در بخارى همسايه بريز.
مردم متحيّر بودند با اين روضه من بخندند يا گريه كنند!

 

برگرفته از خاطرات استاد قرائتى

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 15 |  لینک ثابت   • 

84/11/18

نمونه تحریفات

سؤال:

لطفاً نمونه هايي از دروغها و تحريف هايي را كه در حادثه عاشورا و مكتب امام حسين (ع) وارد شده است، بيان نماييد؟


جواب:

شهيد مطهري (ره) در اين رابطه مي فرمايند: اگر بخواهند روضه هاي دروغ را جمع كنند، شايد چند جلد كتاب پانصد صفحه اي بشود. بنابراين به ناچار بايد به صورت بسيار مختصر تنها به آن روضه ها اشاره كنم تا انشاءالله با آشنا شدن مداحان با روضه هاي دروغ از بيان آنها پرهيز نموده و با آشنا شدن مستمعين با اين روضه هاي دروغ قدرت تمييز بين روضه هاي دروغ و صحيح را پيدا كنند تا بتوانند وظيفه خود كه همان نهي از منكر در صورت آماده بودن شرايطش مي باشد انجام بدهند:


نمونه اول:

نقل مي كنند روزي اميرالمؤمنين (ع) در بالاي منبر بودند و خطبه مي خواندند. امام حسين (ع) فرمود: من تشنه ام، آب مي خواهم. حضرت فرمود: كسي براي فرزندم آب بياورد. اول كسي كه برخاست كودكي بود كه همان حضرت ابوالفضل العباس (ع) بود. ايشان رفتند و از مادرشان يك كاسه آب گرفتند و آمدند ( آن هم با چه طول و تفصيلي )، اميرالمومنين (ع) تا اين منظره را ديدند اشكشان جاري شد و به ياد قضاياي كربلا افتادند.


شهيد مطهري (ره) مي فرمايند: كه حاجي نوري در اينجا بحث عالي دارد. مي گويد شما مي گوييد كه علي (ع) در بالاي منبر بود و خطبه مي خواند. علي (ع) فقط در زمان خلافتش بود كه منبر مي رفت و خطبه مي خواند. پس در كوفه بوده است. خلاف اميرالمؤمنين در كوفه در چه سالي بود؟ بين سال 36و 41. در آن وقت امام حسين (ع) در چه سني بود؟ مردي بود تقريبا 33 ساله. آيا اصلاً اين حرف معقول است كه يك مرد 33 ساله در حالي كه پدرش دارد مردم را موعظه مي كند، خطابه مي خواند، يك دفعه وسط خطبه بدود، آقا من تشنه ام، آب مي خواهم؟! و تازه حضرت ابوالفضل (ع) در آن وقت كودك نبوده، يك جوان در حدود پانزده ساله بوده است. اين يك تحريف و جعل مي باشد، كه نه تنها مقام امام (ع) را بالا نمي برد بلكه پايين نيز مي آورد.


نمونه دوم:

اين طور تحريف كرده اند كه امام حسين (ع) هنگام خروج از شهر حجاز، با جلال و با شكوه خارج شدند. بدين صورت كه خودشان روي يك كرسي مثلاً مرصعي نشسته اند، بني هاشم روي كرسي هايي چنان و چنين نشسته اند. بعد مهمل را آوردند و چه حريرها و چه ديباج ها، بعد مخدرات را آوردند. با چه احترامي سوار اين محمل ها كردند. اينها را مي گويند و مي گويند، بعد مي گويند اما عصر روز يازدهم كه اين چنين محترمانه آمدند، آن وقت ديگر چه حالي داشتند ... !


شهيد مطهري (ره) مي فرمايند كه حاجي نوري مي گويند: اين حرفها يعني چه؟ اين تاريخ است كه امام حسين (ع) در هنگام خروج اين آيه را مي خواند: « فخرج منها خائفا يترقب » كه حضرت خود را به حضرت موسي (ع) در وقتي كه از فرعون فرار مي كرد تشبيه مي نمايد. و يك قافله بسيار بسيار ساده اي حركت دادند. مگر عظمت امام حسين (ع) اين است كه سوار محمل هايي كه از ديباج و حرير پوشيده باشد و كرسي آن چنين و اسب هاي و شترهايي آن چنان و ... ؟! كجا چنين چيزهايي بوده؟


نمونه سوم:

يكي از معروفترين قضايا كه حتي تاريخ به آن گواهي نمي دهد، قصه حضرت ليلا مادر حضرت علي اكبر (ع) است. البته ايشان مادري به اين نام داشته اند. ولي يك مورخ هم نگفته است كه حضرت ليلا در كربلا بوده است. اما چقدر روضه حضرت ليلا و حضرت علي اكبر (ع) كه حضرت ليلا در خيمه اي موهايش را پريشان كرد و ... گفته شده است.


نمونه چهارم:

شهيد مطهري (ره) مي فرمايد: از اين بالاتر مي گويند: در همان گرما گرم روز عاشورا كه مي دانيم مجال نماز خواندن هم نبود و امام نماز خوف خوانده اند. امام (ع) فرمود: حجله عروسي راه بياندازيد، من مي خواهم عروسي قاسم را با يكي از دخترهايم، لااقل شبيهش هم شده، در اينجا ببينم. (حالا حضرت قاسم يك بچه سيزده ساله است.) اين قضيه كه در تعزيه ها و روضه ها مي خوانند قاسم نو داماد در هيچ كتابي از كتاب هاي تاريخي معتبر وجود ندارد. و حاجي نوري (ره) مي گويد كه اصل قضيه دروغ و صددرصد دروغ است.

 

نمونه پنجم:

شهيد مطهري (ره) مي فرمايند: مي گويند كه امام حسين (ع) در روز عاشورا سيصد هزار نفر را با دست خودش كشت. با بمبي كه روي هيروشيما انداختند، تازه سيصد هزار نفر كشته شد. من چند روز پيش حساب كردم كه اگر فرض كنيم كه شمشير مرتب بيايد و در هر ثانيه يك نفر كشته شود، سيصد هزار نفر، هشتاد و سه ساعت و بيست دقيقه وقت مي خواهد. ديدند كه جور در نمي آيد، چه بكنند؟ گفتند روز عاشورا هم هفتاد ساعت بود! همچنين نوشته است: حضرت ابوالفضل (ع) بيست و پنج هزار نفر را كشت. حساب كردم شش ساعت و پنجاه و چند دقيقه و چند ثانيه وقت مي خواهد، اگر درهر ثانيه يك نفر كشته شده باشد.

 

نمونه ششم:

اربعین که می رسد، همه مردم این روضه را گوش می کنند که اسرا از شام که بر می گشتند آمدند به کربلا و در آن جا با جابر ملاقات کردند. در صورتی که این مطلب جز در کتاب لهوف که آن هم خود سيد بن طاووس (ره) در کتابهای دیگرش آن را تکذیب کرده و لااقل تأیید نکرده است. در هیچ کتابی نیست و هیچ دلیل عقلی هم قبول نمی کند. چون اصلاً راه شام از کربلا نیست. راه شام به مدینه، از خود شام جدا می شود. و علامه حاجی نوری در این رابطه می فرماید که سید بن طاووس (ره) در کتاب اقبال در اعمال روز بیستم صفر بعد از اشاره به آنچه در لهوف سابقاً نوشته بود، فرموده که این بعید است. زیرا که عبیدالله ابن زیاد (لعنة الله علیه) در مورد واقعه کربلا برای یزید گزارشی نوشت و از او اجازه خواست که اهل بیت (ع) را به سوی شام بیاورد و این کار را نکرد تا جواب از یزید بیاید. که این محتاج است که حداقل بیست روز یا زیادتر از آن بگذرد و بعد نیز وقتی اهل بیت (ع) را به شام فرستاد مروی است که یک ماه ایشان را در مکانی جای دادند که از سرما و گرما در امان نبودند که در این صورت رسیدن اهل بیت (ع) به مدینه یا کربلا بیشتر از اربیعن می باشد.

 

نمونه هفتم:

حاجی نوری می فرمایند که نقل می کنند با سوز و گذار، که در روز عاشورا بعد از شهادت اهل بیت (ع) و اصحاب، حضرت به بالین امام زین العابدین (ع) آمد، امام سجاد (ع) از پدر در مورد اتفاقی که بین ایشان با دشمنان افتاده سؤال کرد. حضرت خبر داد که جنگ شده است. پس جمعی از اصحاب را اسم برد و از حال آنها پرسید. حضرت در جواب فرمود: قتل قتل. تا رسیدند به بنی هاشم و از حال حضرت علی اکبر و حضرت ابوالفضل(ع) پرسید که به همان قسم جواب داد و فرمود: بدان در میان خیمه ها غیر از من و تو مردی نمانده. این خلاصه این قصه است و حواشی بسیار دارد و صریح است در آنکه آن جناب از اول مقاتله تا وقت مبارزه پدر بزرگوارش، ابداً از حال اقربا و انصار و میدان جنگ خبری نداشت.

 

نمونه هشتم:

شهید استاد مطهری (ره) می فرماید: مسأله تشنگی ابا عبدالله (ع) و خاندان و اصحابشان مسأله شوخی ای نیست. اینقدر تشنگی اباعبدالله (ع) زیاد بود که وقتی به آسمان نگاه می کرد. بالای سرش را درست نمی دید. اینها شوخی نیست ولی من هر چه در مقاتل گشتم ( آن مقداری که می توانستم بگردم ) تا این جمله معروفی را که می گویند: اباعبدالله (ع) به مردم گفت ( اسقونی شربه من الماء: یک جرعه آب به من بدهید ) را ببینم، ندیدم. حسین (ع) کسی نبود که از آن مردم، چنین چیزی طلب کند. فقط یک جا دارد که حضرت در حالی که داشت حمله می کرد، قرائن نشان می دهد که به طرف شریعه می رفت و در جست وجوی آب بود که از شریعه بر دارد، نه اینکه از مردم طلب آب می کرد.

 

نمونه نهم:

شهید مطهری (ره) می فرمایند: یک دزدی بود (در کتاب ها هم نوشته اند) راه را بر مردم می بست، چقدر مال مردم را چاپیده بود، چقدر آدم ها کشته بود و ... یک بار اطلاع پیدا کرد که قافله ای از زوار می خواهند بروند کربلا، آمد سر گردنه ای کمین کرد که راه را بر آن زوار ببندد و مالشان را بگیرد. کنار راه خوابش برد. قافله آمد و رد شد. او بیدار نشد، ولی در همین حال صحنه قیامت را در خواب دید. دید او را کشان کشان به جهنم می برند. چون کوچک ترین عمل صالح در نامه عمل او نیست هر چه هست گناه و جنایت است. بردند لبه پرتگاه جهنم، ولی جهنم او را نپذیرفت. چون در کنار راهی خوابیده است که در آنجا قافله زوار می رفتند و گرد زوار بر لباس او نشسته است. بدون اینکه خودش قصدی داشته باشد بلکه قصد کشتن زوار را داشته باشد و قصد بردن مال اینها را داشته و علی رغم گفته پیغمبر (ع) که انما الاعمال بالنیات؛ این عمل بدون اختیار، تمام گناهانش را محو کرد. که این از جنبه شعری خیلی خوب است، اما از جنبه مکتب امام حسین (ع) متأسفانه نه. چون مکتب امام حسین (ع) مکتب انسان سازی است، نه مکتب گنهکار سازی.

 

نمونه دهم:

در کتاب محرق القلوب چنین آمده است که در قضایای عاشوار چون بعضی از یاران به جنگ رفته، شهید شدند، ناگهان از میان بیابان سواري مسلح پیدا شد. مرکبی کوه پیکر سوار بود و نیزه هیجده ذرعی در دست گرفته و بعد از جولان، رو به سپاه دشمن کرد و گفت: هر که مرا نشناسد بشناسد، منم هاشم بن عتبه بن ابی وقاص، من آمده ام جان خود را نثار کنم. که تا آخر قصه مبارزه و کشته شدن آن تماماً دروغ است به طور یقین. زیرا که هاشم بن عتبه از شجاعان معروف بود که بدین سبب او را مرقال یعنی کسی که دلاورانه به میدان مبارزه می شتابد می گفتند که از خاصه ملازمان رکاب حضرت امیرالمؤمنین (ع) در جنگ بود و در جنگ صفین علمدار بود و در همان روز جنگ صفین شهید شد. که به اتفاق علماي رجال، این مطلب رسیده است. و از آن عجیب تر آنکه نوشته شده چون پسر سعد هزار سوار براي مقاتله با هاشم بنی عتبه فرستاد، حضرت نیز برادر خود فضل را با ده نفر از انصار برای کمک به هاشم فرستاد و حال آنکه علماء با تمام رنج و مصائب بسیار تمامی فرزندان امیرالمؤمنین (ع) را از ذکور و اناث بیان نموده اند که فرزندي به نام فضل تا کنون در آن اسامی دیده نشده است.

 


شهید مطهری (ره) می گویند: پس باور کنیم حرف این مرد بزرگ حاجی نوری را که می گوید: امروز اگر کسی بخواهد بگرید، اگر بخواهد ذکر مصیبت کند، بر مصائب جدید اباعبدالله (ع) باید بگرید. بر این دروغ هایی که به ابا عبدالله (ع) نسبت داده می شود. اینها نمونه های کوچکی بود که ذکر شد. والا اگر بخواهند روضه های دروغ را جمع کنند به قول استاد مطهری (ره) شاید چند جلد کتاب 500 صفحه ای بشود.

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 15 |  لینک ثابت   • 

84/11/18

آيت الله محمد فاضل لنكراني


به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني رسا، آيت الله محمد فاضل لنكراني امروز در پايان درس خارج فقه خود اظهار داشت: مسؤوليت روحانيت مسؤوليتي است خطير كه بر عهده ما نهاده شده است و آن حمايت از كيان تشيع است و با توجه به شرايط فعلي اين مسؤوليت روز به روز سنگين‌تر شده و مي‌شود. كه بايد مراقب باشيم با فكر و تدبير اين مسؤوليت‌ها به نحو احسن انجام دهيم لذا ابتدا بايد ابعاد مختلف اين مسؤوليت‌ها به خوبي بشناسيم.
وي تأكيد كرد: استكبار جهاني پي‌برده است كه اين تفكر شيعي است كه در مقابل تجاوز و ظلم و ستم آنان ايستاده و پرده از جنايات استكبار برداشته است لذا به هر وسيله درصدد مقابله با تشيع و از بين بردن آن مي‌باشد. كه مهم‌ترين راه مقابله‌ها در انحطاط فرهنگي شيعيان برگزيده‌اند كه اگر اين راه با تدبير و هوشياري روحانيت شيعه مواجه شوند هرگز نخواهند توانست به اهداف شوم خود نائل شوند.
اين مرجع تقليد در ادامه سخنان خود افزود: انحطاط اخلاقي و هجمة فرهنگي كه فعلاً توسط رسانه‌هاي تبليغاتي مانند اينترنت و ماهواره براي جوانان ما تدارك ديده شده است خطري است بسيار مهم كه اگر خداي ناكرده در اين نقشة شوم خود موفق شوند و جوانان عزيزمان را تحت تأثير آن برنامه‌هاي فاسد قرار دهند به هدف شوم خود خواهند رسيد، جواني كه تحت تأثير قرار گرفته باشد آينده كشورها را به تباهي مي‌كشاند لذا روحانيت شيعه بايد هوشيارانه جوانان عزيز را با برنامه‌هاي مفيد و پرجاذبه از انحرافات و توطئه‌هاي دشمن حفظ كنند و كاملاً مراقب باشند.
استاد دروس خارج حوزه علميه قم خاطرنشان كرد: اين كه مرحوم حضرت امام (ره) فرمودند: «اين محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است» محرم و صفري است كه حقايق اسلام توسط روحانيون بزرگوار در مجالس و محافل به گونه‌اي جذاب براي مردم به ويژه جوانان بازگو شود.
آيت‌الله فاضل لنکراني تأكيد كرد: ضمن آن‌كه بايد در محرم و صفر همان عزاداري‌هاي سنتي انجام شود اما بايد از اموري كه موجب وهن مذهب و دين است خودداري شود. بايد در اين عزاداري‌ها حقايق و معارف اسلام براي مردم بيان شود. بايد خطباء و وعاظ محرم از مطالب مستند و صحيح استفاده نمايند.
آيت الله فاضل لنكراني با انتقاد از تزلزل اعتقادي از سوي برخي شعرا و مداحان گفت: ما افتخار اين معني را داريم كه امام جواد (ع) در سنين كودكي در يك مجلس در حدود سي هزار مسأله فقهي و غير فقهي را پاسخ دادند. بايد از طريق بيان حقايق اسلام هرچه بيشتر مردم و جوانان را به اسلام عزيز جذب كنيم. متأسفانه در برخي مجالس از اموري استفاده مي‌شود كه انسان را از حد انسانيت ساقط مي‌كند و يا اين‌كه از اشعار شرك‌آميز استفاده مي‌شو.د به نظر اينجانب واجب است شرعاً با اين امور كه موجب تزلزل اعتقادي مردم و تضعيف دين و مكتب است مقابله شود.
اين مرجع تقليد افزود: كسي كه در هنگام خواندن از جمله لا اله الا زينب استفاده مي‌كند بايد بداند كه اين جمله از مصاديق واضح شرك است و هيچ‌گونه توجيهي ندارد. با هيچ بيان و توجيهي نمي‌توان از چنين تعابيري دفاع نمود و قطعاً ائمه معصومين (ع) از چنين افرادي تبري دارند.
آيت الله فاضل لنكراني خطاب به مبلغان گفت: بايد در اين ايام اهداف انقلاب اسلامي را هرچه بيشتر بيان نماييد. بايد جوانان ما بدانند كه امام خميني (ره) با چه هدف مقدسي اين قيام و انقلاب را رهبري و هدايت فرمود. بايد افكار و شخصيت امام را هرچه بيشتر تبيين نماييم. امام براي مردم و خدمت به آنان ارزش فوق‌العاده‌اي را قائل بود خصوصاً تأكيدهاي فراواني را نسبت به مستضعفين و رسيدگي به آنان داشت. امروز هم اگر بخواهيم انقلاب به حركت خود ادامه دهد بايد ارزش مردم و حضور آن‌ها در ميدان‌هاي حساس انقلاب را بدانيم و حقيقتاً براي آنان احترام قائل باشيم.
نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 15 |  لینک ثابت   • 

84/11/18

سید حمید کلانتری

داستان عزاداري امام حسين (ع) و شهداي مظلوم كربلا و سير قطوري كه در گذشته بيش از هزاروسيصد ساله خود طي نموده است، داراي نكات بسيار قابل تامل و متنوعي است كه هر يك از زاويه خاص خود شايسته بررسي و كندوكاو مي‌باشد.
در تاسوعا و عاشوراي حسيني امسال همچون سالهاي قبل، بلكه گسترده‌تر و فراگيرتر، شاهد حضور عاشقانه و تمام‌عيار مردم عزادار از پير و جوان و كودك، زن و مرد، شهري و روستايي، نيازمند و توانمند، با سواد و تحصيل‌كرده تا كم‌سواد و بي‌سواد، همه و همه بزرگترين مراسم مذهبي، آييني خود را به نمايش گذاشتند و زيباترين عرض ارادتها را به ساحت پاك سالار شهيدان عرضه نمودند.
اما مسئله اصلي كه دغدغه نوشتن اين يادداشت شد، اين است كه ما به عنوان كشور جمهوري اسلامي ايران، مركز مذهب شيعه، با مردمي شيفته و واله حسين (ع) و فرزندان و يارانش كه پيروزي انقلاب اسلامي و پايداري در هشت سال دفاع مقدس را مرهون انديشه‌هاي عزت‌آفرين مكتب حسين و نهضت عاشورا و فرهنگ صبر، مبارزه، ايثار و جهاد و شهادت برخاسته از واقعه كربلا مي‌داند، هنوز به نحو شايسته و بايسته به كالبدشكافي و بررسي جامعه شناختي، فرهنگي، هنري و روانشناسي به مراسم و برنامه‌هاي عزاداري نپرداخته‌ايم و اين غفلتي است بزرگ كه به شايستگي بايد جبران نماييم.
قدري تامل نماييم؛ در كجاي دنيا و در كدام آيين و مذهب و آداب و رسوم، مقوله‌اي مشابه ولو بسيار محدودتر از اين مراسم با همه ويژگي‌هايي كه براي ابعاد مختلف آن ذكر خواهد شد، يافت مي‌شود؟ قطعاً پاسخ اين است كه در هيچ مكان و در هيچ زمان، چنين پديده عظيم فرهنگي، اجتماعي و هنري با فراگيري به پهنه يك كشور و جمعيت‌هايي از ده‌ها كشور در سراسر جهان مشاهده نمي‌شود.
مراسم بزرگداشت عزاي حسيني در تاسوعا و عاشورا، آنقدر وسيع و بزرگ است كه اگر يك درصد آن را هم از باب نمونه بخواهيم به رسم و روال دولتي و حكومتي برگزار كنيم، ماه‌ها برنامه‌ريزي، سازماندهي، تقسيم كار با تشكيل ستادها و كميسيون‌ها و نشست‌ها و... با صرف اعتباراتي بسيار زيادتر مورد نياز خواهد بود. آن هم با اثربخشي بسيار محدودتر و به شكلي تصنعي و غير كار آمد.

اين مراسم الهي و عاشقانه و تاريخي از ابعاد مختلف قابل‌ تامل است، بيش از هر چيز حركت جمعي داوطلبانه فراگير است. عاشورا همه را دربر مي‌گيرد. تنها مراسم مذهبي است كه از كودك سه ساله و حتي از نوزادان شيرخوار تا پيرمرد كهنسال را در برمي‌گيرد، همه و همه حضور مي‌يابند، با هم اختلاف نظر جدي ندارند، اختلافات حاد ناشي از تفاوت‌هاي نسلي را كه در غالب برنامه‌هاي عقيدتي، فرهنگي مشـاهده مي‌كنيم، در اينجا به همگـرايي و وحدت نظـر سوق مي‌يابد. هيچ پديده اجتمـاعي به اين ميزان مشاركت‌پذير نيست. بزرگترين و فراگيرترين همايش كشوري است كه با اهداف و شعارهاي مشترك در مركز تا اقصي نقاط‌ كشور و همه شهرها و روستاها همزمان و هم‌جهت، در برگزاري آن مشاركت مي‌كنند. مديريت برنامه‌ها در تكيه‌ها، مساجد، حسينيه‌ها، هيئات و نحوه تقسيم كار و سازماندهي، از ديگر راز و رمزهاي عجيب مراسم عزاي حسيني است، همه چيز از قبل تعريف شده است، هركس تكليفش روشن است. زياده خواهي نيست، هر فرد به ميزان توان و استعداد و علاقه‌اش سهم مي‌برد و ايفاي نقش مي‌نمايد. همه چيز در موعد خودش حاضر است، الله اكبر! واقعاً زيبا و ستودني است، انصافاً عظيم و عجيب است. آيا تا به حال به ابعاد گوناگون اين واقعه بزرگ پرداخته‌ايم كه چگونه و با چه مكانيزمي اين اتفاقات به وقوع مي‌پيوندد؟ چه عاملي اينگونه دلها را متحول مي‌سازد و به هم پيوند مي‌دهد و به صحنه مي‌آورد و اين سان عظمت مي‌آفريند؟
تامين هزينه‌ها و تدارك امكانات و طبخ غذا و نذورات، از ديگر مقولات اعجازانگيز اين مراسم است. در كشور ما تقريباً به مدت دو تا سه روز، 60 ميليون نفر حداقل چهار تا پنج وعده ميهمان امام حسين (ع) هستند. چه كادر عظيمي بايد سازمان بيابد و چه نيروها و امكانات وسيعي بايد بسيج شود تا سفره‌اي شصت ميليون نفري بيفتد؟ آن هم به زيبايي و آبرومندي تمام و همه يكدست و يكنواخت بدون تشريفات و تكلفات متعارف.
ساخت و پرداخت شعارها، اشعار و مرثيه‌هاي روضه ‌خواني‌ها و مرثيه سرايي‌ها با تقسيم محتواها در روزهاي مختلف با آهنگ‌ها و ريتم‌هاي گوناگون با زبانها و لهجه‌هاي متنوع و البته بعضاً با تحريف‌ها و نادرستي‌هاي وارده و اضافات ناصواب و مغاير با فلسفه عاشورا و قيام حسيني، پرده ديگري ‌است كه لازم‌ است به مشاهده بنشينيم. در روز عاشورا دستجات و هيئات بسيار بزرگي مشاهده مي‌شوند كه همچون گروه‌هاي سرود و اركستر بزرگ و با حداقل ادوات طبل و سنج و شيپور و البته با جمعيتي ده‌ها برابر يك گروه رسمي، به زيبايي و خوبي ‌همراه و هم‌نوا مي‌شوند و بزرگترين خواندنهاي جمعي و يكپارچه را به نمايش مي‌گذارند.
اين مراسم نقش بسيار بزرگي در وحدت ملي، همدلي و صميميت، رفع اختلاف‌ها و كدورت‌ها، تقويت روابط اجتماعي، توسعه محبت و علاقمندي‌هاي محلي و قومي به همراه دارد.
در تاسوعا و عاشورا شاهد تردد جمع كثيري از مردم كشور از نقاط مختلف به موطن آبا و اجدادي خود هستيم. بسياري از مسائل و مشكلات روستاها و عمران و توسعه‌هاي محلي باهمين رفت‌وآمدها حل و فصل مي‌شود. غالباً در تجمعات و جمع‌شدنهاي تاسوعا و عاشورا نهادهاي خيريه زاييده مي‌شوند، موقوفاتي جديد پديدار مي‌شوند، براي ابنيه مذهبي و عام‌المنفعه و رفع نياز مستمندان كمكهايي جمع مي‌شود و همه آثار ناشي از ديد و بازديدهاي فاميلي، رفع كسالت‌ها، تقويت رفاقت‌ها و... نيز از دست آوردهاي اين مراسم ملي عبادي است.
و اما مهمتر از همه اينها، تاثير عظيم و عميق فرهنگي، معنوي و اخلاقي، در قالب تحول در قلوب، جاري شدن اشكها، گره خوردن عزاداران با مفاهيمي چون صبر، ايثار، عزت، آزادگي، پايداري در راه هدف، تعهد و پايبندي در راه عقيده است و اين عشق و رابطه با معشوق حقيقي، خداخواهي و... در راستاي پيامها و كلام‌هايي از حسين و يادآوري و ذكر وقايع زيبايي چون شب عرفاني عاشورا، دعاي عرفه، ناتمام گذاشتن حج، اقامه نماز خونين ظهر عاشورا و... از ارزشمندترين دستاوردهاي اين بزرگداشت عظيم است.
ليك
صد افسوس كه در بسياري از مجالس و محافل و حسينيه‌ها و... كه عمده اعضاي آنها را نيز نسل جوان شكل مي‌دهد، از اين زمينه مساعد براي سيراب‌كردن تشنگان يادگيري معارف بلند عاشورا بهره‌برداري لازم و شايسته نمي‌شود و افسوس بيشتر آن كه گاه، شاهد شكل‌گيري برداشت‌ها و مفاهيم انحرافي، خرافي و متحجرانه‌اي از دين و عاشورا نيز هستيم.
سخن در اين وادي بسيار است و مجال كم؛ اما پيشنهادي كه به نظر مي‌رسد، اين كه بحق شايسته و بلكه ضروري است، سياستگذاران عرصه فرهنگ و دين با اتخاذ تدابير و امكانات و تمهيدات لازم، امكاني مناسب و درخور براي انجام پژوهشي جامع و همه جانبه با استفاده از تيم‌هاي توانمندي از صاحبنظران، انديشمندان، عالمان، مورخان، جامعه شناسان و هنرمندان و انديشمندان ديني فراهم سازند، تا نتيجه چنين تحقيق و پژوهشي، بازسازي و نوسازي اين مراسم از تحريفات، معرفي جلوه هاي زيبا از راز و رمزهاي اين مراسم، دستيابي به شيوه‌هاي بهره‌برداري هرچه اصولي‌تر قشرهاي مختلف جامعه از اين مراسم، تدوين و تاليف كتب و مجلات مختلف در تبيين و ترويج قيام عاشورا و پيام كربلا در ابعاد گوناگون و ترجمه و انتشار آن به زبانهاي روز جهان و بهره‌مندي بيشتر مردم و نظام از آثار و تبعات فراوان اين مراسم باشد.
بديهي است، انجام اين پروژه بزرگ و جامع نيازمند نهادي است توانمند با هدايت انديشمنداني توانمند و فرهيخته در عرصه علم دين، فلسفه، جامعه شناسي، صاحب ذوق و هنر و قلم، مقبول و معتمد مردم و اهل فرهنگ و ادب كه در اين‌صورت كاري بزرگ به انجام خواهد رسيد.

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 15 |  لینک ثابت   • 

84/11/18

الحذر

آيت‌الله فاضل لنكراني، سخنرانان و مداحان را از بيان مطالب تحريف شده و شرك آميز برحذر داشتند.
اين مرجع تقليد طي پيامي‌خطاب به خطبا و مداحان ضمن اشاره به نقش عاشوراي حسيني در تجديد حزن و ماتم در قلوب خاتم اوليا امام زمان(عج) و مسلمانان و انسان‌هاي آزاده، يادآور شدند: حادثه عاشورا تنها حادثه جاودان تاريخ است كه هيچگاه به فراموشي سپرده نمي‌شود و هرچه زمان مي‌گذرد، علاقمندان به آن حضرت افزون مي‌گردد، از اين جهت بر پيروان اباعبدالله الحسين(ع) لازم است در حفظ و تعظيم هرچه بيشتر آن بكوشند و مراسم عزاداري را رونق بيشتري دهند.
ايشان آنگاه افزودند: نكته‌اي را كه لازم است توجه شود آن است كه امروزه از طرفي گروه‌ها و فرقه‌هاي ضاله مانند وهابيت و حكومت‌هاي جائر همچو اسرائيل و آمريكا درصدد هدم دين اسلام و ضربه زدن به مذهب اهل بيت عصمت و طهارتند. وهابيت با تهمت‌ها و افترائات فراوان و نشر افكار غير صحيح و مخالف با قرآن و سنت پيامبر(ص) و سخره گرفتن مظاهر ديني از جمله عزاداري و گريستن بر مصائب حسين بن علي(ع) كه همه انبياء از آدم تا خاتم بر او گريستند، به مبارزه برخاسته و در گوشه و كنار ايران و ساير بلاد اسلامي ‌با امكانات دنياي كفر و استبداد و استعمار تحركاتي نموده و با تحريف و تفسير به رأي نسبت به برخي از آيات شريفه قرآن، دين عزيز را تحريف و شيعه را رمي ‌به شرك نموده و به دنبال جدا نمودن مردم از گوهر ناب ولايت ائمه معصومين (عليهم‌السلام) هستند.
آيت‌الله فاضل لنكراني تصريح كردند: استكبار جهاني و سازمان سيا بر طبق اخبار واصله بودجه فراواني را براي تخريب شيعه اختصاص داده و يكي از راهكارهاي خود را تحريف در عزاداري اباعبدالله و سوق دادن به مسيري غيرصحيح قرار داده اند از طرف ديگر پيروان اباعبدالله(ع) و كساني كه در ارادت آنان به آن حضرت ترديدي نيست، برخي از آنان بر اين طبل كوبيده و با بي توجهي همان امري را كه دشمنان دين مي‌خواهند دنبال مي‌كنند و اين بسيار جاي تأسف است.
اين مرجع تقليد در ادامه پيام خود با تأكيد بر اينكه «امروزه وهابيت، شيعه را متهم به شرك مي‌كند» خاطرنشان ساختند: مذهبي كه بالاترين معارف توحيدي را دارد و بزرگ مرد ميدان توحيد اميرالمؤمنين(ع) رهبر و مقتداي او است چرا بايد گوينده اي با اشعار غيرصحيح كه از آن بوي كفر و شرك استشمام مي‌شود به اين هدف كمك كند؟ ما مكرر گفته ايم چنانچه اين اشخاص از روي فهم و اختيار بگويند از مصاديق شرك است و شيعه از چنين افرادي بيزاري مي‌جويد.
ايشان يادآوري كردند: خطباء محترم و مداحان مكرم كه افتخار خدمتگزاري به اين آستان را دارند و چه توفيقي از اين بالاتر، بايد نسبت به اين امور توجه بيشتري داشته باشند و نگذارند ايادي مسموم آن را دستخوش اهداف شوم خود قرار دهند.
آيت‌الله فاضل لنكراني در پايان اظهار داشتند: مردم عزيز بايد نسبت به گفتار گويندگان و اشعار مرثيه سرايان دقت عميق داشته باشند و مطالب را به صورت مستند مورد پذيرش قرار دهند مبادا از كساني باشيم كه مشمول آيه شريفه «الذين ضل سعيهم في الحياة الدنيا و هم يحسبون انهم يحسنون صنعا»، قرار گيريم خداوند همه ما را با حسين بن علي(ع) محشور فرمايد.

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 15 |  لینک ثابت   • 

84/11/18

استفتائات عزاداری


پايگاه اطلاع رساني دفتر حفظ و نشرآثار آيت الله خامنه اي استفتائات ايشان درباره مراسم عزاداري را منتشر كرده است .در زير متن پرسش و پاسخ را مطالعه مي كنيد.

#: در حسينيه‏ها و مساجد بيشتر مناطق بخصوص روستاها مراسم شبيه‏خوانى به‏( شبيه خوانى: نمايش وقايع حادثه كربلا است كه بصورت سنتى در يك مكان ثابت و يا در حال حركت در مسيرهاى عزادارى حسينى انجام مى شود. ) اعتبار اينكه از سنتهاى قديمى است برگزار مى‏شود كه گاهى اثر مثبتى در نفوس مردم دارد، اين مراسم چه حكمى دارند؟
اگر مراسم شبيه‏خوانى مشتمل بر امور دروغ و باطل نباشند و مستلزم مفسده هم نباشند و با توجه به مقتضيات زمان باعث وهن مذهب حق هم نشوند، اشكال ندارند، ولى در عين حال بهتر است كه به جاى آنها، مجالس وعظ و ارشاد و ذكر مصائب حسينى و مرثيه خوانى بر پا شود.

#: استفاده از طبل و سنج و شيپور و همچنين زنجيرهايى كه داراى تيغ هستند در مجالس و دسته‏هاى عزادارى چه حكمى دارد؟
اگر استفاده از زنجيرهاى مزبور موجب وهن مذهب در برابر مردم شود و يا باعث ضرر بدنى قابل توجهى گردد، جايز نيست ولى استفاده از شيپور و طبل و سنج به نحو متعارف اشكال ندارد.

#: در بعضى از مساجد در ايام عزادارى از عَلَم‏هاى متعددى استفاده مى‏شود كه‏(چوب يا آهن بزرگى است كه به صورت افقى بر روى كتف انسان در جلوى هيئت‏ها و دسته‏هاى عزادارى حسينى به عنوان نوعى شعار حمل مى‏شود و بالاى آن صفحه‏هاى فنرى قابل انعطافى وجود دارد كه مزيّن به پَر و جواهرات و مجسمه و غيرآنهاست.)داراى تزئينات زياد و گرانبهايى است و گاهى موجب سؤال متدينين از اصل فلسفه آنها مى‏گردد و در برنامه‏هاى تبليغى خلل ايجاد مى‏كند و حتّى با اهداف مقدس مسجد تعارض دارد، حكم شرعى در اين رابطه چيست؟
اگر قرار دادن آنها در مسجد با شئونات عرفى مسجد منافات داشته باشد و يا براى نمازگزاران مزاحمت ايجاد كند، اشكال دارد.

#: اگر شخصى عَلَمى را براى عزادارى سيدالشهدا «عليه‏السلام» نذر كرده‏باشد، آيا جايز است مسئولين حسينيه از قبول آن خوددارى كنند؟
اين نذر، متولّى حسينيه و هيئت امناء آن را ملزم به قبول عَلَم نمى‏كند.

#: استفاده از عَلَم در مراسم عزادارى سيدالشهدا «عليه‏السلام» با قرار دادن آن در مجلس عزا يا حمل آن در دسته عزادارى چه حكمى دارد؟
فى نفسه اشكال ندارد ولى نبايد اين امور جزء دين شمرده شوند.

#: اگر بعضى از واجبات از مكلّف به سبب شركت در مجالس عزادارى فوت شود مثلا نماز صبح قضا شود، آيا بهتر است بعد از اين در اين مجالس شركت نكند يا اينكه عدم شركت او باعث دورى از اهل بيت «عليه السلام » مى‏شود؟
بديهى است كه نمازِ واجب، مقدم بر فضيلت شركت در مجالس عزادارى اهل‏بيت «عليهم السلام » است و ترك نماز و فوت شدن آن به بهانه شركت در عزادارى امام حسين «عليه السلام» جايز نيست، ولى شركت در عزادارى بگونه‏اى كه مزاحم نماز نباشد ممكن و از مستحبات مؤكّد است.

#: در بعضى از هيئت‏هاى مذهبى مصيبت‏هايى خوانده مى‏شود كه مستند به مقتل معتبرى نيست و از هيچ عالم يا مرجعى هم شنيده نشده است و هنگامى كه از خواننده مصيبت از منبع آن سؤال مى‏شود، پاسخ مى‏دهند كه اهل بيت(ع) اينگونه به ما فهمانده‏اند و يا ما را راهنمايى كرده‏اند و واقعه كربلا فقط در مقاتل نيست و منبع آن هم فقط گفته‏هاى علما نمى‏باشد بلكه گاهى بعضى از امور براى مدّاح يا خطيب حسينى از راه الهام و مكاشفه مكشوف مى‏شود، سؤال من اين است كه آيا نقل وقايع از اين طريق صحيح است يا خير؟ و در صورتى كه صحيح نباشد، تكليف شنوندگان چيست؟
نقل مطالب به صورت مزبور بدون اينكه مستند به روايتى باشد و يا در تاريخ ثابت شده باشد، وجه شرعى ندارد مگر آنكه نقل آن به عنوان بيان حال به حسب برداشت متكلّم بوده و علم به خلاف بودن آن، نداشته باشد و تكليف شنوندگان نهى از منكر است بشرطى كه موضوع و شرايط آن نزد آنان ثابت شده باشد.

#: از ساختمان حسينيه صداى قرائت قرآن و مجالس حسينى بسيار بلند پخش مى‏شود بطورى كه صداى آن از بيرون شهر هم شنيده مى‏شود واين امر منجر به سلب آسايش همسايگان شده است و مسئولين و سخنرانان حسينيه اصرار به ادامه آن دارند، اين عمل چه حكمى دارد؟
اگر چه اقامه مراسم و شعائر دينى در زمانهاى مناسب در حسينيه از بهترين كارها و جزو مستحبات مؤكّد مى‏باشد، ولى واجب است برگزاركنندگان مراسم و عزاداران تا حد امكان از اذيّت و ايجاد مزاحمت براى همسايگان بپرهيزند هر چند با كم‏كردن صداى بلندگو و تغيير جهت آن به طرف داخل حسينيه باشد.

#: نظر شريف حضرتعالى نسبت به ادامه حركت دسته‏هاى عزادارى در شبهاى محرم تا نصف شب همراه با استفاده از طبل و نى چيست؟
به راه انداختن دسته‏هاى عزادارى براى سيدالشهدا و اصحاب او «عليهم السلام» و شركت در امثال اين مراسم امر بسيار پسنديده ومطلوبى است و از بزرگترين اعمالى است كه انسان را به خداوند نزديك مى‏كند، ولى بايد از هر عملى كه باعث اذيّت ديگران مى‏شود و يا فى‏نفسه از نظر شرعى حرام است، پرهيز كرد.

#: استفاده از آلات موسيقى مانند اُرگ (از آلات موسيقى و شبيه پيانو است) و سنج و غير آنها در مراسم عزادارى چه حكمى دارد؟
استفاده از آلات موسيقى، مناسب با عزادارى سالار شهيدان نيست و شايسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى كه از قديم متداول بوده برگزار شود.

#: آيا آنچه متداول شده كه به عنوان عزادارى براى امام حسين «عليه السلام» گوشت بدن را سوراخ كرده و قفل و سنگ كيلو به آن آويزان مى‏كنند، جايز است؟
اين گونه اعمال كه موجب وهن مذهب مى‏شوند جايز نيست.

#: اگر انسان در زيارتگاههاى ائمه «عليهم‏السلام» خود را به زمين بيندازد و همانند بعضى از مردم كه صورت و سينه خود را برزمين مى‏مالند تا از آن خون جارى شود و به همان حالت وارد حرم مى‏شوند، عمل كند چه حكمى دارد؟
اين اعمال كه به عنوان اظهار حزن و عزادارى سنّتى و محبت ائمه «عليهم‏السلام» محسوب نمى‏شوند از نظر شرعى اعتبارى ندارند، بلكه اگرمنجر به ضرر بدنى قابل توجه و يا وهن مذهب شوند، جايز نيست.

#: در بعضى از مناطق زنان مراسمى را به اسم سفره حضرت ابوالفضل «عليه‏السلام»براى اجراى برنامه‏هايى به عنوان جشن عروسى حضرت فاطمه «عليهاالسلام» برگزار مى‏كنند و در آن شعرهاى عروسى خوانده و كف مى‏زنند و سپس شروع به رقص مى‏كنند، انجام اين امور چه حكمى دارد؟

برگزارى اين جشنها و مراسم اگر همراه با ذكر اكاذيب و مطالب باطل نبوده و موجب وهن مذهب نشود، فى‏نفسه اشكال ندارد و امّا رقص، اگر به گونه‏اى شهوت برانگيز يا مستلزم فعل حرام باشد، جايز نيست.

#: باقيمانده اموالى كه به عنوان هزينه‏هاى مراسم عاشوراى امام حسين «عليه‏السلام» جمع‏آورى مى‏شود، در چه موردى بايد خرج شود؟
مى‏توان اموال باقيمانده را با كسب اجازه اهداء كنندگان آنها در امور خيريه مصرف كرد و يا آنها را براى مصرف در مجالس عزادارى آينده نگه داشت.

#: آيا جايز است در ايام محرم از افراد خيّر اموالى را جمع آورى كرد و با تقسيم آنها به سهم‏هاى مختلف، قسمتى را به قارى قرآن و مرثيه خوان و سخنران داد و باقيمانده را براى برگزارى مجالس مصرف كرد؟
اگر با رضايت و موافقت صاحبان اموال باشد، اشكال ندارد.

#: آيا جايز است زنان با حفظ حجاب و پوشيدن لباس خاصى كه بدن آنان را بپوشاند، در دسته‏هاى سينه زنى و زنجير زنى شركت كنند؟
شركت زنان در دسته‏هاى سينه زنى و زنجير زنى شايسته نيست.

#: اگر قمه زدن در عزادارى ائمه «عليهم السلام» موجب مرگ شخص شود، آيا اين عمل خودكشى محسوب مى‏شود؟
اگر اين عمل عادتا منجر به فوت نمى‏شود حكم خودكشى را ندارد ولى اگر از همان ابتدا خوف خطر جانى براى او وجود داشته و در عين حال اين كار را انجام داده و منجر به فوت وى شده است، حكم خود كشى را دارد.

#: آيا شركت در مجالس فاتحه‏اى كه براى مسلمانى كه با خودكشى از دنيا رفته، برگزار مى‏شود جايز است؟ قرائت فاتحه براى آنان بر سر قبرشان چه حكمى دارد؟
اين كار فى نفسه اشكال ندارد.

#: آيا خواندن زن در مجالس عزادارى با علم او به اينكه مردان نامحرم صداى او را مى‏شوند جايز است؟
اگر خوف مفسده باشد بايد از آن اجتناب شود.

#: در روز عاشورا مراسمى مانند قمه زنى و پابرهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار مى‏شود كه علاوه بر اينكه باعث بدنام شدن مذهب شيعه اثنى عشرى در انظار علما و پيروان مذاهب اسلامى و مردم جهان مى‏شود، ضررهاى جسمى و روحى هم به اين اشخاص وارد مى‏كند و همچنين موجب توهين به مذهب مى‏گردد، نظر شريف حضرتعالى در اين باره چيست؟
هر كارى كه براى انسان ضرر داشته و يا باعث وهن دين و مذهب گردد حرام است و مؤمنين بايد از آن اجتناب كنند و مخفى نيست كه بيشتر اين امور باعث بدنامى و وهن مذهب اهل بيت «عليهم السلام» مى‏شود و اين از بزرگترين ضررها و خسارتهاست.

#: آيا قمه زدن بطور مخفى حلال است يا اينكه فتواى شريف حضرت عالى عموميت دارد؟
قمه زنى علاوه بر اينكه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‏شود و سابقه‏اى در عصر ائمه «عليهم السلام» و زمانهاى بعد از آن ندارد و تأييدى هم به شكل خاص يا عام از معصوم «عليه السلام» در مورد آن نرسيده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏شود بنابراين در هيچ حالتى جايز نيست.

#: معيار شرعى ضرر اعم از جسمى يا روحى چيست؟
معيار، ضررى است كه در نظر عرف، قابل توّجه و معتنابه باشد.

#: زنجيرزدن‏به‏بدن همانگونه كه بعضى از مسلمانان انجام مى‏دهند، چه حكمى دارد؟
اگر به نحو متعارف و بگونه‏اى باشد كه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه در عزادارى محسوب شود اشكال ندارد.

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 15 |  لینک ثابت   • 

84/11/16

تحریف فرهنگ عاشورا


مهدي سليمي

نيت برپايي حكومت عدل الهي، تلاش بي‌نهايت براي اجرايي كردن احكام اسلام و فرار از دنياپرستي و دنياپرستان، اموري هستند كه هميشه و همه جا توسط اولياي قبل و بعد امام حسين(ع) مورد پيگيري و مداقه قرار مي‌گرفتند. اما اين اقتضاي زمانه بود كه جهت‌گيري فعاليت‌ها و اقدامات آنها را شكل مي‌داد. صلح امام حسن(ع)، خانه‌نشيني اميرالمؤمنين و قيام سيدالشهدا همگي در مقام تعريف يك اصل بودند، عدالت‌طلبي و آرمان‌گرايي.

در اين ميان، اين كاسه صبر مصلحت‌انديش و وقت‌شناس امام حسين(ع) بود كه به سر آمد؛ تعلّل و توجيهات فريب‌هنده را مساوي با انهدام بن‌مايه‌هاي فكري پديد آمده از قبل اسلام براي مردم دانست و براي گريز از چنين وضعيتي قيام عاشورا را به پا كرد. قيامي كه بي‌ترديد، اسلام را تا ابد، مرهون خويش ساخت.

شعوري كه عاشورا در كالبد بي‌روح تاريخ و سير تطوّرات آدميان دميد، شعارهاي نمادين تهي از واقعيت و دور از حقيقت نبود، انقلاب در ماهيات حاصله از فهم روزگار، قالب‌شكني حضرت حسين‌بن‌علي در برابر كليشه‌هاي يزيدي و روش رهايي از چنين دگم‌هاي هدايت‌شونده‌اي بود. در فرهنگ عاشورا، جاي حرف، عمل مي‌نشيند و جاي لاشعور را شعور فطرت‌مدار مي‌گيرد. در اين فرهنگ، مرگ‌ستيزي و مرگ‌گريزي جايگاهي ندارد و مرگ‌باوري و غايت‌پذيري، سكان امور را در دست دارد.

فرهنگ عاشورا، سياست ديگري را به پيش راندن و خود پس كشيدن را نمي‌شناسد و در عوض «نفسي مع أنفسكم و أهلي مع أهليكم»؛ نفس من با شماست و خانواده و اطرافيان من هم با خانواده شما، را به عنوان الگو و مدل عاشورايي معرفي مي‌كند. عزّت‌طلبي و احتراز از ذلّت، كليدي‌ترين واژه فرهنگ عاشورا قلمداد مي‌شود و با داشتن چنين كليدواژه‌اي است كه مصلحت‌سنجي‌هاي مغرضانه و كوتاهي‌هاي كودكانه، رنگ باخته و خود را رسوا مي‌كند.

از ديد منشأشناسانه، نمي‌توان ابعاد گسترده حماسه عاشورا را محدود در چند ساعت روز دهم محرّم سال 61 هجري كرد، بلكه بايد توجّه داشت كه فرهنگ‌سازي از اين واقعه و جلوگيري از تبديل اين نهضت به نهادينه شدن و آرام گرفتن، كاري است كه در طول ده‌ها سال توسّط ساير پيشوايان و مقرّبان اين نهضت صورت پذيرفته است.

مقدّس شمردن خاك كربلا و احترام به حائر حسيني، توصيه و سفارش‌هاي مكرّر به مرثيه‌سرايي و منقبت‌خواني، تأكيد به سوگواري كردن و گريستن بر اباعبدالله(ع) و بخشش گناهان و معاصي به اين سبب و گوشزد نمودن فضيلت زيارت و حضور در روضه حسيني، از جمله مصاديق نشان‌دهنده اتّخاذ تدابير مدوّن و عالمانه براي احيا و استدامه اين واقعه و تلاش براي فرهنگ‌سازي از آن است و اين سير فرهنگ‌سازي، در طول صدها سال مستمرا و هر روز قوي‌تر از ديروز دنبال شده است. اما آنچه از اين فرهنگ در اين روزگار به جاي مانده است، ياد حسين(ع) است و يادآوري مصائب پيش آمده براي او و اهل‌بيتش (هرچند در بسياري موارد همين امر نيز با صداقت و رعايت امانت تاريخي بيان نمي‌شود) و گاه هيچ اثر و نشاني از هدف و علّت برپايي اين نهضت در اغلب سخنراني‌ها، عزاداري‌ها و مجالس بزرگداشت به چشم نمي‌خورد.

بايد در نظر داشت كه منشأ اين تحريفات و دوري از ماهيات را در چرايي آن نبايد جستجو كرد، در چگونگي آن بايد جست. اين‌كه چنين مكتب غني و انسان‌سازي مانع رشد و مزاحم اهداف معاندين خود باشد و آنان نيز در پي اطفاي اين شعله فراگير باشند، امري دور از انتظار و غيرمعقول نيست. امّا مايه تأسّف آن است كه جهل و غفلت دامن گير سينه‌چاكان اين فرهنگ شده و آنان را به چنين بيراهه‌اي كشانيده است.

در اين مقال بر آنيم تا به صورتي خلاصه و رمزگونه علل، انواع و روش‌هاي تحريف فرهنگ عاشورا را تحت مداقه قرار دهيم و اطاله سخن در اين باب، باشد تا مجالي ديگر.

آسيب‌ها و تحريفاتي كه فرهنگ عاشورا را در برگرفته است را مي‌توان در چند صورت خلاصه كرد:
1ـ توجّه به فروع و دوري از اصل: شكّي نيست كه واقعه عاشورا تكاني دوباره به اسلام داده و آن را جاني دوباره بخشيده است و ناگفته پيداست كه قيام عاشورا، ايجاد شد تا كمون اسلام و تشيع به فراموشي سپرده نشود و آنچه در تمامي شعارها و رجزهاي حضرت حسين بن علي(ع) به چشم مي خورد مؤيّد همين مطلب است.

در مقابل آنچه امروزه به صورت فرهنگي ثابت در يادداشت حماسه عاشورا و قيام امام حسين(ع) در آمده، تلاش‌هايي است براي به حاشيه راندن تعاليم اسلام و جايگزيني گزينه‌اي محرّف و غير اصولي به جاي آن. اين‌كه حسين‌بن‌علي(ع) شهيد راه حقّ‌ و عدالت گشته و ما به پاسداشت اين قيام براي او سوگواري و عزاداري مي كنيم و همين بكاء و ابكاء و تباكي موجبات غمض عين از اعمال سياه و سفيد ما مي‌گردد، يعني اين‌كه عاشورا و امام حسين(ع) تبديل به فيلتري براي عبور از مداقه در حسابرسي اعمال و كردار ما گشته است و اين يعني ضديت با گفتار و كردار خود امام. (إنّما خرجت لطلب الإصلاح في امّه جدّي محمّد(صلّي الله عليه و آله)) و نمونه ديگر اين مغالطه ظريف اين‌كه؛ اسلامي كه تمامي افتخارات و معجزات و پيامدهايش بر پايه عقل‌مداري و اطاعت‌پذيري است را اسير توهّمات و احساساتي كرده اند كه جنبه عقلاني و ملكوتي آن را تيره و از آن جنبه اي خرافاتي و عبث ساخته‌اند. تبليغ چنين منش و كنشي كه تضادّ اصولي و مبنايي با تعاليم اسلام دارد مردم و شاهدان اين فرهنگ را در وادي حيرت و سرگرداني به اين سؤال مي رساند كه اين مقاصد كجا و آن هدف والا كجا؟ حركات و سكناتي مانند آسيب رسانيدن به بدن توسّط عزاداران و استفاده از حركات و اشعار موهن ضدّ اسلامي از بروزات اين طرز تفكّر است و نيز استعمال مطالبي كه در آن‌ها به معصومين(ع) مقام الوهيّت داده شده و ساحت انسان از مقام خليفه اللهي به در آمده است، از اين قبيل ذهنيات است. اين امر از مواردي است كه و لو در باطن امر مخالف معناي ظاهر اراده شده باشد، امّا در ظاهر كه اساس قضاوت و حكميّت است، خلاف آن اثبات شده و ضربه اي كه دين در بعد تبليغي و انتشار از اين باب خورده است جبران ناپذير مي باشد.

2ـ سطحي انگاشتن هدف و آرمانهاي قيام حسيني: اگر قيام حسيني، قيامي اصيل و مبنايي نبود هيچ گاه به مصلحت و اقتضاي ثانويه اصل اوليه امر به معروف و نهي از منكر كه حفظ جان است ناديده گرفته نمي شد و جان حضرت و اصحابش در اين راه فدا نمي‌شد. پس اين قيام و هدف آن، آنقدر قوي و مستدل است كه جان چون حسيني وسيله رسيدن به آن هدف بزرگ مي‌شود و اين عقلانيت و معنويت توأمان است كه از عاشورا درخت تنومندي ساخته است كه در طول صدها سال تا به امروز سالم و پربار باقي مانده است و مهم ترين عامل تضعيف چنين تئوري و تفكّر عقل محوري، اصالت دادن به احساسات و دور ماندن از روشنايي عقل است.

احساسات مركب عقل است و بهترين و قويترين وسيله جذب، امّا هيچگاه جذب اوّليه و پذيرش ابتدايي بقاي تا نهايت را تضمين نمي كند و به بيان بهتر، توان چنين ابقاء و نگاهداشتي را ندارد. احساسات بدون عقل و سوگواريهاي بدون بن مايه كه امروز اساس پاسداشت‌هاي فرهنگ عاشوراست حكم مركب بدون انسان را دارد، و كو مركبي كه بدون راكب ره به جايي ببرد؟

3ـ پيروي جاهلانه و تعبّد بدون بينش عصاره تحريفات نامبرده و سست كننده ترين عامل اين فرهنگ است. اگر روزي اصحاب امام حسين(ع) با وفاترين و بهترين اصحاب به شمار مي رفتند، پيدا كردن علل و عوامل اين امتيازها و نسبت‌ها كار دشوار و مشكلي نيست. عبوديّت و اطاعت، عقل مداري و علم محوري، دوست پذيري و دشمن ستيزي و در آخر بصيرت اين اصحاب بود كه در طول تاريخ از آن‌ها ستارگاني متلالئ در آسمان فرهنگ و انديشه ساخته است.

در طي طريق تاريخ بشريّت هر فرد و نحله اي كه ادّعاي طرفداري از امام حسين(ع) را داشته باشد، ناگزير است به اينان تمسّك و تأسّي بجويد. اينان در راستاي آگاهي از اوضاع زمانه و تضيق از ستمهاي حاكمانه و نيز با بهره گيري از بينش اطاعت مآبانه به جايي رسيدند كه ضرورت را در رفتن ديدند و ماندن را مصلحتي توجيه گر. در ضديت با چنين نگرش و تفكّري، مشاهده مي شود كه پيروان فرهنگ عاشوراي حسيني خواسته يا ناخواسته از زاويه‌هاي ديد دشمنان حسين(ع) با مسائل برخورد كرده و به نوعي آلت دست آن‌ها شده اند. اكثريت مسائل كليدي و ماهوي اين فرهنگ را سطحي نگرانه و بدون توجّه كنار گذاشته و از آن‌ها عبور مي كنند و كمترين توجّهي به عمق پيامها ندارند.
از مصاديق بارز اين تفكّر موهوم و توخالي، اعتقاد به تمثال‌ها و آثاري است كه روزانه نوع تازه اي از آنان به بازار جذب مخاطبان عرضه مي شود. تقديس تمثيل در نگاه اوّليه، حاكي از احساس و عشق و ارادت مردم به خاندان اهل بيت(ع)مي باشد، ولي با نگرش عميق و تيزبينانه، سعي در به چالش كشيدن بعد معصوميّت و انسان كاملي امامان دارد كه در چنين صورتي قيام‌ها و فعاليت‌هاي مورد توجّه آنان امري عادي و در نهايت امر فوق العاده قلمداد مي شود و بدون نياز به آگاهي از ژرفاي واقعه و مطلب آموزي از غايت آن، به راحتي از كنار آنان مي گذرند.
از ديگر مصاديق اين تفكّر سست و بي پايه كه مبتني بر احساس محوري و نه عقل مداري است؛ استفاده از هر نوع آلت و لوازم براي ترويج فرهنگ عاشوراست ( مانند به كار گيري سبكها و شيوه‌هاي مبتذل در مجالس حسيني ) كه در تحليلي اين مطلب، دو گزينه شايان ذكر است:

اوّل: اينكه واقعه عاشورا و فرهنگ حسيني تبديل به اسطوره و نمادي شده است كه امروزه در حال اضمحلال و از بين رفتن است و براي حفظ و صيانت آن بايد متوسّل به چنين شيوه‌ها و روش‌هاي هر چند مغاير با نفس فرهنگ، شد.

دوّم: و يا اينكه فرهنگ عاشورا به اندازه كافي غني و مملوّ از معارف و مباني تئوريك مي‌باشد و اين ما هستيم كه دست خود را از دامان چنين منبع سرشاري كوتاه كرده، كاسه گدايي پيش مفلوك‌تر از خويش برده‌ايم. هويداست كه گزينه دوم صحيح و مصاب به واقع مي باشد.

و آخرالامر اينكه:
آنچه امروزه شاهد آن هستيم و مقدمات ريزش و سستي بناي رفيع فرهنگ حسيني را در نظر دارد؛ بدون در نظر گرفتن عوامل خارجي قسم خوردهء به معاندت با اين مكتب - كه در طول تاريخ هميشه و همه جا به ضديت با آن از هر راه و هر وسيله اي برخاسته اند- بايد در نظر داشت جهل و غفلت بزرگترين عامل لغزش در شناخت و شناساندن فرهنگ عاشوراست. بودند معدود كساني درروز عاشورا كه با محاسبات عليل و مخدوش خويش به نتيجه محاربه با امام حسين(ع) رسيده بودند. بينديشيم و بنگريم كه ما نيز از كساني نباشيم كه در اعتقاد و ضمير خويش حسيني هستند و در عمل يزيد را پذيرفته و دست ارادت به سويش دراز كرده اند.

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 15 |  لینک ثابت   • 

84/11/10

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 17 |  لینک ثابت   • 

84/11/10

عکس/ محمدعلی صباغی- قم

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 17 |  لینک ثابت   • 

84/11/10

دیدار در قم

ديدار با آيت‌الله صانعي

نوشته شده توسط سيد داود افضلي كني در 17 |  لینک ثابت   •