85/02/30
فاطمه زهرا(سلام الله علیها)ام الاسماء است.
خداوند جميع علوم را به فاطمه(س)داد.علم ما كان و ما يكون و ما هو كائن را به او داد و در روايات چنين رسيده است كه فاطمه زهرا(س)داراي مصحفي بود كه جميع علوم در آن موجود و فعلاً هم نزد حضرت امام مهدي(عج)مي باشد . پس از مرگ پيغمبر اسلام(ص)دوجنبش متضاد در مدينه پديد آمد .
جنبشي كه ميكوشيد روش پيغمبر اسلام(ص)را در اداره حوزه اسلامي دنبال كند و به تعبير ديگر مي خواست نگاهبانان سنّت رسول خدا باشد .
حركتي كه استقرار نظام سياسي تازه را هر چند با سنّت رائج مطابقت ننمايد ضروري مي دانست .
فاطمه(س)وخاندان نبوّت پيشروان حركت نخستين بودند و گروهي از مهاجران و انصار رهبران حركت مقابل ام يروفق مشيّت الهي و برغم كج انديشان تاريك دل، فاطمه(س)بعد از پيغمبر اسلام(ص)با گفتار و رفتار خود سرّ سخن پدر و اشارتهاي قرآني را(اِنَّ شانِئَكَ هُوَ الاَبتَر)به خودخواهان نماياند.
فاطمه(س)وصفي است از مصدر فَطم و فطم در لغت عرب به معني بريدن يا قطع كردن و جدا شدن آمده است . بريدن و جداشدن از آتش دوزخ . اُم ابيها ، چه كنيه مناسبي ، يعني مام پدر ، او بايد براي پدرش هم مادر باشد هم دختر . و از طرفي پس از مرگ خديجه و ابوطالب او بايد جانشين عبدالله ، عبدالمطلب ، ابوطالب و خديجه باشد.
فاطمه خواهان زيادي داشت از جمله مردان سرشناس عرب كه هر كس به خواستگاري او مي آمد پيغمبر(ص)ميفرمود : فاطمه خردسال است يا منتظر قضاء الهي هستم . علي که به خواستكاري فاطمه رفت پيغمبر اسلام قبول كرد و او را به خانه علي براي شروع زندگي جديد فرستاد . پدر او را نصيحت مي كند : دخترم به حرفهاي مردم گوش مده .
مبادا نگران باشي كه شوهرت فقير است ! فقر براي پيغمبر(ص)و خاندان او مايع فخر است . دخترم پدرت اگر مي خواست ميتوانست گنجهاي زمين را مالك شود امّا او خوشنودي خدا را انتخاب كرد .خدايا فاطمه از من است و من از فاطمه ، خدايا او را از ناپاكي بركنار بدار. حركاتي كه از رسول خدا در اظهار عظمت زهرا(س) سرزد، تمام ، جهت الهي بود و سر سوزني راجع به پدر و فرزندي نبوده است.
محمد(ص)دست زهرا را مي بوسيد . وقتي ميخواهد به سفر رود براي خداحافظي نخست نزد زهرا(س)مي رود ، وقتي هم از سفر بر مي گردد نخست به ديدار زهرا(س) مي شتابد ، هرگز بدون اجازه اش داخل خانه اش نمي شود . هر وقت به درب خانه زهرا(س)مي آيد . ميفرمود السلام عليك يا اهل بيت النبوّة ، اگر پاسخي نمي شنيد برميگشت . علي عليه السّلام درباره فاطمه(س)مي گويد ، فاطمه محبوب ترين كس در ديده پدر خود بود ، او در خانه من چندان با مشك آب كشيد كه بند مشك در سينه او جاي گذاشت . او چندان دستاس كرد كه كف دست او پينه بست ، و چندان خانه را جارو كرد كه جامعه اش رنگ خاك گرفت. پيغمبر مي فرمايد: فاطمه(س)گاهيكه در محراب خويش در محضر پروردگارش مي ايستد ، خداوند مي فرمايد اي ملائكه من ، بكنيز من فاطمه بنگريد كه سيّدة كنيزان من است . اينك در استخوانهايش لرزشي افتاد و در اين عبادت قرب مرا مي جويد ، هم اكنون شما را گواه مي گيرم كه شيعيان او را از آتش دوزخ ايمن ساختم .
غم مرگ و دوري پيغمبر(ص)فاطمه(س)را به بستر بيماري كشاند . چند روزي در بستر بيماري بسر برد . در آخرين روزهاي زندگاني يك روز بدن خود را نيكو شست و شو داد ، جامه هاي نو پوشيد و به غرفه خود رفت . خادمه خويش را گفت تا بستر او را در وسط غرفه بگستراند ، سپس رو به قبله دراز كشيد و جان به جان آفرين تسليم نمود .
منبع :كتاب زندگاني حضرت فاطمه زهرا مؤلف : دكتر شهيدي
85/02/26
تفاوت نمايشگاه كتاب نوزدهم با سالهاي گذشته
نوزدهمين نمايشگاه بينالمللي کتاب هم به پايان رسيد. در اين نمايشگاه، به جز مسائل تکراري سالهاي گذشته، و منهاي دشواريهاي ناشي از ساختارهاي خشن برخي از سالنها و مشکلات ترافيکي و ارتباطي و آنچه که به بالا و پايين رفتنهاي مکرر از پلهها و فراز و نشيبها و خستگيهاي مفرط ناشي از آن مربوط ميشود ـ و اميدواريم سال آينده با آماده شدن جاي مناسب حل شود ـ يادآوري چند نکته مناسب مينمايد:
1 . نکتهاي که در نمايشگاه امسال، به لحاظ ارزشهاي اسلامي قابل توجه بود آن که به فروشندگان زن در نمايشگاه توصيه شده بود حجاب خويش را بهتر رعايت کنند. اين توصيهها که از سوي مسئولان و رسمي بود، اثر کرده و از اين زاويه وضعيت مطلوب تري ديده ميشد. اما در سطح عمومي نمايشگاه، مانند سالهاي گذشته، وضعيت چندان قابل قبول نبود. به علاوه توصيه به حجاب حتي به صورت تبليغاتي و تراکت جز در شکل بسيار محدود وجود نداشت. مطلب قابل تشکر آن که در چندين نقطه از نمايشگاه چادرهايي براي اقامه نماز سرپا شده بود؛ چنان که در سالنها هم غرفهاي را براي نماز اختصاص داده بودند. تراکتهايي هم به مناسبت سال پيامبر (ص) ديده ميشد که در قياس با تبليغات برخي از ناشران و زيبايي و طراوات و تازگي، چندان قابل اعتنا نبود.
2 . دومين نکته آن که فروش کتابهاي خرافي و فال و تعبير خواب و آثاري از اين دست، گرچه در سالهاي گذشته هم معمول بود، اما امسال بسيار عموميتر و چشمگيرتر بود. اين قبيل کتابها حجم زيادي از ميزهاي نمايش غرفهها را تشکيل داده و بسياري از مردم نسبت به خريد آنها مشتاق بودند. در واقع، بسياري از ناشرين حيات اقتصادي خود را از راه چاپ اين قبيل کتابها ادامه داده و در ايجاد آشفتگي فکري و فرهنگي و مذهبي در جامعه نقش جدي ايفا ميکنند. بر اين نکته بايد افزود که اصولا کتابسازي همچنان ادامه دارد و در عرصههاي مختلف، کار سرهم بندي کتاب، ترجمههاي مکرر و بازاري از متون ديني و استفاده از باورهاي عمومي در نشر کتابهاي داستاني و عوامانه، کارهاي شگفت و غير مفيد فراواني عرضه ميشود. اين البته يک مشکل فرهنگيِ عمومي است که درمانهاي خاص خود را ميطلبد.
3 . امسال بسياري از ناشران ابراز ميکردند که کتابهاي جديدشان در ارشاد مانده است. در واقع به چند دليل کتابهاي تازه کمتر از سال گذشته بود: نخست رکود اقتصادي که ناشي از تغيير دولت بوده و بالطبع در چاپ کتاب هم اثر گذاشته است. ديگر آن که ارشاد در کنترل کتابها سختگيري نشان داده و معطل شدن کتابها در ارشاد – طبق اظهار ناشران – سبب شده است تا کتابهاي زيادي به نمايشگاه نرسد. به علاوه کمبود کاغذ در نيمه نخست سال گذشته و کم شدن فيلم و زينگ در نيمه دوم سال گذشته، مشکلاتي را براي چاپ کتابهاي تازه فراهم کرده است. همه اينها سبب شده است تا شاهد کم بودن آثار جديد باشيم.اي کاش بازي سوبسيد از کتاب برداشته ميشد و به شکلهاي ديگري به ناشران کمک ميشد.
4 . در قياس با سال گذشته، حضور وزير ارشاد در نمايشگاه بسيار محدودتر بود. طبق گفته صاحب نظران در سالهاي گذشته حضور آقاي مسجد جامعي در سطح نمايشگاه و استقبال از ميهمانان در پاويون بسيار گسترده تر از حضور وزير در سال جاري بود. منهاي آن که ممکن است از اين رفتار تعبير اخلاقي منفي بشود، حضور بيشتر ايشان به لحاظ نظارت بر امور جاري در نمايشگاه ميتوانست مهم و کارساز باشد. ناهماهنگيهاي موجود که ميتوانست با اين حضور فيصله يابد، تأثير منفي در اداره امور ميگذاشت. گفتني است که تغيير معاونت فرهنگي وزارت ارشاد – که نمايشگاه زير مجموعه آن است ـ آن هم در آستانه برگزاري نمايشگاه نشان از اين ناهماهنگي داشت، به طوري که عملا معاونت فرهنگي نمي توانست نقشي در اداره نمايشگاه داشته باشد. اين در حالي است که برخي از مسئولاني که براي اداره نمايشگاه مشغول کار بودند، فعاليتشان جدي و دايمي و طاقت فرسا و قابل ستايش بود.
5 . امسال حضور مردم در نمايشگاه کتاب، نه تنها کمتر از سالهاي گذشته نبود که به نظر ميرسيد بسيار فزونتر و جدي تر بود. به طوري که ميتوان ادعا کرد که در عموم روزها، سالنهاي داخلي چندان شلوغ بود که انسان تصور ميکرد هر روز، روز جمعه است. اين نشانگر شدت يافتن فرهنگ دوستي مردم ايران و علاقه آنان به کتاب است که به نظر ميرسد فرصت بسيار مناسب براي توسعه فرهنگ است، مشروط به آن که اين احساس پاسخ مناسب خود را بيابد.

6. در زمينه عرضه کتابهاي خارجي، وضعيت ناهنجار حاکم، هيچ تفاوتي با گذشته نکرده بود. فروش ارزي با همان سيستم، يعني استفاده از کارت خريد و يادداشت کردن کد کتاب و رفتن به بانک و برگشتن به انبار کتاب و جمعآوري کتابها از غرفههاي مختلف موجود در انبار کتاب، يک رشته کارهاي طولاني است که هر طالب کتاب خارجي بايد طي کند. اين وضعيت تأسف بار که سالهاست از روزگار کوپني شدن اجناس باقي مانده است، هنوز اصلاح نشده و گويا قرار هم نيست اصلاح شود. اين در حالي است كه بيشتر صاحبنظران عقيده دارند که روش مزبور به هيچ روي، نه به لحاظ مالي و نه اخلاق فرهنگي، به مصلحت فرهنگ کشور نيست و ميبايست هرچه زودتر سيستم فروش آزاد همراه با وادار کردن فروشندگان به رعايت تخفيفهاي لازم، راه را براي تهيه کتاب بدون محدوديت هموار كنند.
اين خدمت بزرگي به کتاب و کتابخوانان و کتابخانهها و رها شدن از سوء استفادههاي احتمالي خواهد کرد. به خصوص که گفته ميشود برخي از اين کتابها که براي آنها سوبسيد پرداخت ميشود، در برخي از مناطق به خارج از کشور برده ميشود. تأکيد رئيس جمهور بر اختصاص سوبسيد به کتابهاي داخلي، به جاي کتابهاي خارجي، مؤيد آن است که بايد فروش کتابهاي خارجي را آزاد کرد. به علاوه، در طول سال هم بايد ورود کتابهاي عربي و لاتيني به شکلهاي مختلف و از جمله نمايشگاهي فراهم باشد تا در ايام نمايشگاه فشار بيش از حد وارد نشود. در ارائه کتابهاي عربي که براي آنها سوبسيد داده ميشود، آن قدر کتاب تکراري با چاپهاي مختلف هست که پس از سالها که هزاران نسخه از يک کتاب در نمايشگاههاي گذشته ارائه شده بار ديگر و باز هم با چاپهاي بازاري متعدد همان کتاب ارائه ميشود.
با وجود همه اين مسائل بايد گفت، نمايشگاه كتاب يكي از زيباترين صحنههايي است كه فرهنگ دوستان ايراني، در طول يكسال، مشاهده ميكنند و روح شان را با گشت و گذار در آن، حتي اگر كتابي نخرند، طراوت ميبخشند.
از اين فرصت ميتوان و بايد بسيار بيش از اين كه هست، استفاده كرد.
85/02/25
مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه // پاسخگويي به بيش از هشت هزار سوال و شبهه ديني در سال
مراكز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه همواره در پاسخ به سوالات و مقابله با شبهات ديني اقشار مختلف جامعه، دفاع از حريم دين و حقانيت مذهبي تشيع، جهتدهي به انديشه ديني جامعه و تامين نيازهاي فكري آن، بسيج و جهتدهي به مطالعات و تحقيقات استادان و محققان حوزوي و مبارزهي ريشهاي با تهاجم فرهنگي و پاسخ سريع به شبهات اينترنتي گام برداشته و با تمسك به قرآن كريم و مكتب اهل بيت عصمت و طهارت (ع) با عزمي استوار در خدمت رهپويان هدايت است.
معاون تحقيقات مركز مطالعات و پژوشهاي فرهنگي حوزه علميه در تشريح عملكرد سال 84 اين مركز گفت: مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه، با كمك نيروهاي متخصص در راستاي پاسخگويي به سوالات و شبهات اقشار مختلف جامعه در سال گذشته، هشت هزار و 340 مورد سوال را از تعداد كل سوالات رسيده پاسخ داده است.
اسماعيل روشن تن با اشاره به اينكه اين مركز به دو شكل كتبي و اينترنتي پاسخگوي شبهات ديني مردم جامعه است، تصريح كرد: تعداد سوالات رسيده به مركز در سال 84 از طريق صندوق پستي هفت هزار و 190 مورد و تعداد سوالات رسيده از طريق پست الكترونيكي هزار و 150 عنوان است.
وي درخصوص نحوهي پاسخگويي و دستهبندي سوالات رسيده به مركز گفت: سوالات و شبهات ديني ارسالي به مركز به صورت اعم و در حد گسترده توسط محققين و متخصصين حوزه علميه در 9 رشته قرآن و حديث، كلام و فلسفه، دينپژوهي، فقه، تاريخ اسلام و معاصر، حقوق و سياست، تربيت و مشاوره، امامت و مهدويت و اديان و مذاهب پاسخ داده شده و براي پرسشگران ارسال ميشود.
مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه با هدف جهتدهي به مطالعات و تحقيقات محققان حوزوي تاكنون 77 نشست پرسش و پاسخ و سخنراني با عناويني چون دين و آزادي با حضور آيتالله مصباحيزدي، شبهات ديني و پاسخهاي قرآني با حضور حجتالاسلام قرائتي، نقش روحانيت و مرجعيت در مقابل استبداد با حضور حجتالاسلام علي دواني، هرمنوتيك و قرآن با حضور حجتالاسلام هادوي، وظايف روحانيت در دهه سوم انقلاب با حضور آيتالله استادي و ... برگزار كرده است.
معاون تحقيقات مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه با اشاره به تقسيمبندي پرسشگران در سطوح مختلف ابتدايي، راهنمايي، دبيرستان و دانشگاه گفت: اين سطحبندي متناسب با سطح پرسشگران جهت پاسخگويي دقيق و مناسب از سوي مركز صورت گرفته است.
روشن تن در ادامه درخصوص چاپ و نشر كتابهاي موردنياز جوانان و اقشار مختلف جامعه در سال 84 گفت: در سال گذشته در بخش نشريات مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه پنج عنوان كتاب با عناوين امام مهدي (عج)، جامعه علوي در نهجالبلاغه، ناتمامي شكاكيت و سنتگرايي، از عدالتخانه تا مشروطه غربي، اسلام و اقليتهاي مذهبي را منتشر كرده است.
از كل تعداد پرسش و پاسخهاي مركز در سال گذشته سوالات مربوط به گروه تاريخ اسلام و تاريخ معاصر، دينپژوهي، تربيت و مشاوره و كلام و فلسفه به ترتيب بيشترين تعداد را به خود اختصاص دادهاند در اين ميان استانهاي تهران، قم اصفهان و خراسان بيشترين سوالات را به مركز جهت پاسخگويي ارسال كردهاند.
شايان ذكر است مركز مطالعات و پژوهشهاي فرهنگي حوزه علميه از ابتداي تاسيس تاكنون بيش از 21 هزار پرسش ديني را پاسخ داده است.
***
حضرت رسول اعظم (ص) فرمودند:
آن كه در ميان غافلان، ياد خدا كند چنان است كه در ميان فراريان جنگ، ثبات ورزد.
نهجالفصاحه، ح1782
85/02/25
وجود مبارك حضرت معصومه(س) قم را مهد بركت كرده است
زمان ذاتاً مزيّتي از خود ندارد، مگر اينكه آن متزمّن، آن شيء زمان مند به اين زمان حرمت بدهد! مكان هم به شرح ايضاً . وقتي قرآن در شب قدر نازل مي شود، اين زمان كه ظرف آن متزمّن است حرمت پيدا مي كند، مي شود : لِيلَهُ القَدرِ خِيرٌ مِنْ ألفِ شَهرْ (1).
وقتي وجود مبارك رسول گرامي (عليه و علي آله آلاف التحيّه والثناء) در مكّه ظهور مي كند، اين متمكّن به آن مكان شرف مي بخشد و خداي سبحان به اين مكّه سوگند ياد مي كند، به پاس احترام اين متمكّن . فرمود : لا اُقسِمُ بِهذَا البَلَدِ وَ أنتَ حِلٌّ بِهذَا البَلَدْ (2). من اگر به اين بلد سوگند ياد مي كنم ، بنابر اينكه ( لا ) زائده باشد ، يا نيازي به سوگند به اين شهر نيست ، بنابر اينكه زائده نباشد ، در هر دو بخش اش به پاس احترام توست! لا اُقسِمُ بِهذَا البَلَدِ وَ أنتَ حِلٌّ بِهذَا البَلَدْ. اگر من به مكّه سوگند ياد مي كنم، براي آن است كه تو در اين شهري! تو در اينجا به سر مي بري! پس مكّه نه براي كعبه، بلكه براي نبي حرمت اي دارد. و اگر نبي و وليّ زمان از كسي برنجد، خداي سبحان از آن كعبه پاسداري نمي كند. پس يك مكان به احترام آن متمكّن مي شود مورد تكريم؛ يك زمان به احترام آن متزمّن مي شود مورد تجليل.
اين بانو ، يعني كريمة اهل بيت، فاطمة معصومه (سلام الله عليها) كه وارد قم شدند، اينجا را مهد بركت كرده اند. شما در قم نيستيد تا از نزديك تجربه كنيد ! براي ما كاملاً محسوس است ؛ بدون هيچ ترديد ما كتاب عميق علمي را كه در قم مطالعه مي كنيم، به زحمت نمي افتيم. روشن مي شود براي ما! همين كتاب را وقتي تابستان از اينجا خارج مي شويم، شهر ديگر و ديار ديگر مي رويم، به كُندي همان مطلب را مي فهميم. اينجا يك فضاي بازي است! يك فضاي روشن اي است؛ بدون هيچ ترديد! يك وقت است انسان فاصله گرفته است از يك كتابي، از يك علمي، بسيار خوب؛ امّا وقتي فاصله اي نگرفته است، اهل اين رشته است، با اين كتاب و اين فن مأنوس است، وقتي از اينجا بيرون رفت، بايد به همين سبك بفهمد. ولي اينطور نيست!
در همين شيخان زكريا بنِ آدم مدفون است با آن بزرگوار اشعري. البتّه فقهاي بزرگ، حكماي بزرگ، بعضي از اساتيد ما هم در همين « مرحوم فاضل توني (رضوان الله عليه) » اينجا مقبره دارد. فقهاي بزرگ از قُدماء و مُتقدّمين و متأخّرين در همين جا به خاك سپرده اند، ولي آنچه كه شاخص است يكي از آنها « زكريا بنِ آدم » است.
اين زكريا بن آدم كه در اين شيخان مقبره اي دارد ، اين شاگرد وجود مبارك امام رضا (سلام الله عليه) بود. به امام هشتم، يعني به استادش عرض كرد : يابن رسول الله ! اساتيد من رحلت كردند ، هم دوره هاي من هم رحلت كردند ، جوانها روي كار آمدند. زندگي ام در قم مثل سابق خيلي لذّت بخش نيست! اُنس ما با اين نسل بعدي كم است. اجازه بدهيد من از قم بيرون بروم! جاي ديگر زندگي كنم. فرمود: نه! تو در قم باش، خداي سبحان به بركت تو عذاب را از آن منطقه بر مي دارد . همان طوري كه به بركت قبر باب الحوائج إلي الله ، موسي بن جعفر (سلام الله عليه) عذاب را از آن منطقة خاص خود بر مي دارد؛ اين مي شود: اَلعُلماءُ وَرَثَهُ الأنبياء (3)!
همة اينها از بركات اين بي بي هستند كه اين متمكّن، اين مكان را شرف بخشيد! …
بخشي از سخنان آيت الله جوادي آملي در جلسة درس اخلاق در ديدار با جمعي از طلا ، دانشجويان و بانوان قمي به مناسبت سالروز رحلت كريمة اهل بيت حضرت فاطمة معصومه (س) در قم ـ 29 ارديبهشت 1384
پي نوشت ها:
(1) سورة قدر / آية 3
(2) سورة بلد / آيات 1 و 2
(3) كافي / جلد 1 / صفحة 32 / بابُ صِغه العِلم و فَضله و فَضلِ العُلَماء و
85/02/20
به بهانه سالروز رحلت حضرت معصومه(س)
منبع: مجموعه مقالات ج 4 از مجموعه آثار کنگره حضرت معصومه(س)
حضرت معصومه(س) پرورش يافته دامان عصمت و طهارت است و برترين دختر امام موسي بن جعفر (ع) به شمار ميرود. نگاهي گذرا به زندگي آن حضرت باعث فزوني محبت و عشق به او خواهد شد. ان شاءالله.
ولادت
حضرت معصومه(س) در سال 173 هجري قمري در شهر مدينه ديده به جهان گشود و تا سن 6 سالگي در سايه مهر و محبت پدر رشد و کمال يافت. مادرش نجمه کنيزي بود که از ديار مغرب به خانواده وحي راه يافت و علوم اسلامي را در اين منبع وحي فرا گرفت. و افتخار همسري امام موسي بن جعفر (ع) را پيدا کرد. حميده مادر امام کاظم (ع) ميفرمايد: نجمه بانويي است که هرگز بهتر از او نديدم و هيچ ترديدي ندارم که اگر خداوند فرزندي از او عنايت کند، نسل طيب و طاهري از او پديدار خواهد ساخت... .
گرد يتيمي
خفقان حاکم و ظلم هارون الرشيد باعث شد که هنوز 6 بهار از زندگي حضرت معصومه(س) نگذشته، خبر زنداني شدن پدر را براي دومين و آخرين بار بشنود . او چهار سال در انتظار قدوم پدر نشست و بالاخره خبر جانگذار شهادتش را شنيد.
دوري برادر
در سال 183 هجري قمري که پدر را از دست داد ، چشم اميدش به برادرش امام رضا (ع) بود . سال 200 هجري امام رضا (ع) با تهديد و اجبار مامون به مرو سفر فرمود. حضرت معصومه(س) که در 27 سالگي به سر ميبرد ؛ سخت ترين لحظات را درک ميکرد . به ويژه وقتي از برادرش شنيد که ديگر از اين سفر بر نمي گردد.
شوق ديدار
يک سال از مسافرت اجباري امام رضا (ع) ميگذرد که حضرت معصومه(س) نامه اي از برادر دريافت ميکند و تصميم ميگيرد به ديدار او برود. کارواني شامل تعداي از خواهران حضرت و برادران به راه ميافتند.
سفري نيمه تمام
کاروان حضرت معصومه(س) مسير خود را به شوق ديدار برادر طي ميکرد تا به ساوه رسيد . ماموران عباسي که همه جا در کمين اهل بيت بودند وقتي خبر ورود کاروان را شنيدند به آنان حمله کرده و 22 نفر از همراهان حضرت را به شهادت رساندند و احتمالا حضرت معصومه(س) را نيز مسموم ساختند . به هر دليل بيماري بدن حضرت را ضعيف نمود.
انتظار قدوم نور در قم
تا قم چقدر راه است؟ اين سخني بود که حضرت پس از بيماري به زبان آورد . وقتي به او گفتند که ده فرسخ ، حضرت دستور حرکت را صادر فرمود. ظاهرا در تفرش نيز به کاروان غريبانه آنان حمله شد تا بالاخره به شهر قم که شهر تشيع بود، رسيد.
موسي بن خزرج وعدهاي از محبان اهل بيت(ع) به استقبالش شتافتند و موسي حضرت را به خانه خود آورد. تن رنجور و احتمالا مسموم آن حضرت طاقت ادامه سفر را نداشت.
پرواز روح
17 روزي که در قم بود به راز و نياز با معشوق و معبود خويش مشغول بود تا اينکه در سن 28 سالگي به سويش پر کشيد. مورخين روز وفاتش را دهم يا دوازدهم ربيع الثاني سال 201 قمري نقل کرده اند.
مشايعت نور
مردم قم که شيفته اهل بيت بودند وقتي خبر وفات آن بانو را شنيدند به منزل موسي بن خزرج آمده و بدن پاکش را از همانجا تا قبرستان بابلان تشييع کردند.
پيرمرد با تقوا و بسيار پيري ميخواست مراسم تدفين را انجام دهد که ناگهان دو سوار نقاب پوش که به نظر ميرسد امام رضا و امام جواد (ع) بودند، از طريق طي الارض حضور يافته و مراسم را انجام دادند.
ويژگيها
1. فداها ابوها: روزي جمعي از شيعيان وارد مدينه ميشوند و تعدادي پرسش از خاندان امامت داشتند. اما امام موسي بن جعفر و امام رضا (ع) تشريف نداشتند. مسافران غمگين قصد بازگشت داشتند که حضرت معصومه(س) که هنوز به سن بلوغ هم نرسيده بود، پاسخ پرسشهاي آنان را مينويسد. شيعيان در حال ترک مدينه با امام کاظم (ع) روبرو شده و شرح ماجرا را بازگو ميکنند و دستخط حضرت معصومه(س) را نشان پدر ميدهند. امام بسيار مسرور گشته و ميفرمايد: فداها ابوها
2. فضيلت زيارت: حضرت معصومه(س) امامزاده اي است که زيارتنامه اش از ناحيه معصوم صادر شده است. زيارتنامهاي که هم اکنون خوانده ميشود همان زيارتنامه مشهوري است که امام رضا (ع) به سعد بن سعد آموخت. امام صادق و امام رضا و امام جواد(ع) در احاديث مختلفي زيارت حضرت معصومه(س) را مساوي با روزي شدن بهشت ميدانند.
3. شفيعه: حضرت فاطمه معصومه(س) بعد از حضرت فاطمه زهرا(س) دومين زني است که نص اهل بيت (ع) داراي مقام شفاعت است. امام صادق (ع) ميفرمايد : زني از فرزندان من در قم از دنيا ميرود که نامش فاطمه است و به شفاعت او، همه شيعيان وارد بهشت ميشوند.
4. دست شفا: حضرت معصومه(س) از جمله افرادي است که بر اثرکمال عبوديت و عرفان و دستيابي به مقامات عالي معنوي به مرحله اي رسيد که داراي کرامت شد. کرامات زيادي از حضرت معصومه(س) نقل شده که علاقه مندان ميتوانند به مجموعه آثار کنگره حضرت فاطمه معصومه(س) مراجعه کنند.
85/02/19
صهيونيسم به دست مردم قم نابود خواهد شد
رسا، سرويس فرهنگي ـ يك محقق حوزه علميه قم با اشاره به حديثي از امام صادق (ع)، از نابودي صهيونيسم به دست مردم اهل قم خبر داد.
به گزارش خبرنگار رسا، حجتالاسلام علي دواني، امروز در مراسم كنگره بزرگداشت شخصيت حضرت فاطمه معصومه (س) و مكانت فرهنگي قم با اشاره به نامگذاري امسال به نام پيامبر اعظم (ص) از سوي رهبر معظم انقلاب اظهار داشت:بنده از تمام علما و شخصيتها دعوت ميكنم كه رسول خدا را با نام پيغمبر اسلام (ص) خطاب نكنند. زيرا ايشان پيغمبر همه عالم، رسول خدا و خاتم الانبياء (ص) است و فقط پيامبر اسلام نيست.
وي با بيان اينكه انقلاب اسلامي از شهر قم و توسط عالمي از تبار قم در جهان طنين افكن شد، افزود: مردي از ديار قم مردم را به پذيرش حق دعوت كرد و كساني دعوت او را قبول كردند كه مانند پارههاي آهن محكم بودند. به گونهاي كه هشت سال شجاعانه از اسلام، كيان دين و كشور دفاع كردند. رهبر اين امت هم با شجاعت شعار نه شرقي و نه غربي سر داد.
استاد حوزه و دانشگاه با قرائت حديثي از امام صادق (ع)، ملت ايران را همانند آهنهايي دانست كه صهيونيسم را از بين خواهند برد و تصريح كرد: امام صادق (ع) فرموده است: روزي خواهد آمد كه اهل قم، صهيونيسم را از خانههايشان بيرون ميكشد و آنها را از بين خواهد برد. هنگام حمله اسراييل به فلسطين يك خاخام صهيونيستي بعد از مشاهده عكس امام خميني (ره) گفته بود، امام (ره) كسي است كه يهود را از بين خواهد برد. ما اميدواريم در آينده قيام امام راحل (ره) به اسراييل برسد و اين افراد را از روي زمين محو كند.
وي در ادامه وجود بارگاه ملكوتي حضرت معصومه (س)، حضور علما، مراجع و مراكز متعدد علمي در قم را نشانه اهميت و جايگاه بانوان در اسلام ارزيابي كرد و افزود: آيا كشورهاي مدعي حقوق بشر و حقوق زنان به اندازه ما به بانوان اهميت ميدهند و يا شخصيتي مثل بانوان اسلامي دارند؟
85/02/18
مطالبی که به من هدیه شده است تقدیم شما
85/02/12
مع______ل________م
دهقان و معلم . دهقان نان می بخشد و معلم جــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــان.
85/02/12
مع__________________________________________لم
شمع شدی شعله شدی سوختی تا که به من معرفت آمــــــــــــوختی
85/02/12
مطهري , چرا مطهري شد ؟
مطهري , چرا مطهري شد ؟
اين سئوالي است كه اگر به درستي پاسخ خود را بيابد , پاسخ چرائي بسياري از معضلات فكري امروز جامعه ما نيز روشن خواهد شد.
امروز , 12 ارديبهشت , كه سالروز شهادت آيت الله مرتضي مطهري است , تكريم و تجليل فراواني از او بعمل ميآيد. حق هم همين است كه هر سال در چنين ايامي با تجليل از چنين شخصيتي اولا از او قدرداني گردد وثانيا افكارو انديشه هايش به مردم شناسانده شود تا نسل حاضر و نسل هاي آينده مرزهاي اعتقادي صحيح را بشناسند و به راهي بروند كه سعادت دنيا و آخرتشان را تامين مي كند.
با اينحال , توجه به اين نكته نيز ضروري است كه امثال مطهري را فقط نبايد از طريق تكريم و تجليل به شيوه هاي معمول سالگردها معرفي كرد. علاوه بر اينها بايد افكار مطهري را به ميدان عمل كشاند و آنرا در رگهاي جامعه جاري ساخت . در غيراينصورت , تجليل ها و تكريم ها و معرفي ها فقط درحد قرص هاي مسكن اثر خواهند داشت و عقبه و امتدادي براي آنها متصور نيست . وضعيت بدتر مربوط به زماني است كه علاوه بر بي اعتنائي به اين وظيفه عملي , حتي در جهت خلاف آن نيز عمل شود.
مطهري , علاوه بر مقام والائي كه به دليل رسيدن به فيض شهادت دارد و قبل از آنكه به اين مقام برسد , جايگاه رفيعي به دليل برخورداري از علم و عمل داشت . اين جايگاه رفيع را مطهري به اين دليل توانست كسب كند كه علم خود را با سه ويژگي همراه كرده بود.
زمان شناسي
كاربردي كردن علم
و تصلب در اعتقادات
بسيار ديده ايم و مي بينيم كساني را كه علم دارند ولي زمان شناس نيستند. عالمان زمان شناسي را نيز ديده ايم كه اهل كاربردي كردن علم خود متناسب با زماني كه در آن زندگي مي كنند نيستند و يا نميتوانند چنين كنند. عالمان زمان شناسي نيز وجود داشته و دارند كه از صلابت عقيده محرومند. كسي كه از اين هر سه ويژگي برخوردار باشد , به قله رفيع بهره وري از علم خود دست مي يابد و خدمات بزرگي به جامعه ارائه مينمايد.
مطهري از اين هر سه ويژگي برخوردار بود. زمان شناس بود و به همين دليل نيازهاي فكري جامعه اي را كه در آن زندگي مي كرد تشخيص ميداد و درصدد پاسخ دادن به سئوالها و روشن ساختن ابهامات برميآمد. شناخت مطهري از زمان خود بقدري عميق بود كه محصول كارهاي او حتي امروز كه 27 سال از شهادتش ميگذرد نيز كاربرد دارد . پرداختن به مقولاتي از قبيل وحدت امت اسلامي , نگاه كلان و جامع به مسائل و مشكلات مسلمانان در سطح جهان مانند مساله فلسطين و هشدار دادن نسبت به خطر سطحي نگري و كم عمق كردن معارف , نمونه هائي از موضوعاتي هستند كه مطهري به آنها اهتمام ورزيد و با قلم و زبان به تشريح آنها پرداخت , و اينها موضوعاتي هستند كه امروز نه تنها جامعه ما بلكه كل جهان اسلام بشدت درگير آنهاست و نيازمند عمل به آنچه مطهري در اين زمينه ها گفت و نوشت مي باشد.
درست مطرح كردن مسائل , هنري بود كه مطهري داشت و راز جاودانگي آنچه از او باقي مانده است نيز در همين است . اين , كاربردي كردن علم با شيوه صحيح است . كساني كه از اين هنر برخوردار نيستند , نه خودشان و نه افكارشان امتداد زماني پيدا نمي كنند.
اصرار منطقي براصول و اعتقادات برخاسته از متن دين , عامل ديگري است كه مطهري و آثار او را جاودانه كرده است . مطهري اهل بازي كردن با اصول نبود. او براي رسيدن به قدرت يا ساير اهداف خود هرگز از اصول و اعتقادات استفاده ابزاري نكرد. مطهري حتي براي پالايش دين از خرافات و رسوباتي كه به آن افزوده اند , در نهايت صلابت با متحجران , منافقان , فضل فروشان , التقاطيون و زهدفروشان جنگيد و البته جان خود را نيز بر سر همين مجاهدت علمي و اعتقادي گذاشت . شهادت علامه مطهري را نبايد مقوله اي مجرد دانست , اين شهادت در واقع حلقه نهائي جهاد علمي اين عالم رباني بود كه مجاهدات چندين دهه او در عرصه هاي علمي و فكري و اعتقادي را به كمال رساند! اينگونه بود كه مطهري , مطهري شد.
امروز , ميراث شهيد مطهري كه در يك كلام « عمق بخشيدن به دين » است , بشدت در معرض خطر قرار دارد. سطحي نگري , زهدفروشي , التقاط جديد , ابزاري كردن اعتقادات و ارزش ها , تسامح و تساهل , اباحيگري و با حربه مذهب به جنگ مذهب رفتن , خطرهاي بزرگي هستند كه دين را و انقلاب و نظام جمهوري اسلامي را و جامعه اسلامي و انقلابي ما را بشدت در معرض تهديد قرار داده اند. اين , فقط يك تهديد براي اين جامعه نيست , بلكه با توجه به اينكه ايران اسلامي اكنون پايگاه جهاني اسلام است و چشم و دل ملت ها بسوي آنست , اين تهديدها در واقع براي كل جهان اسلام و براي اصل اسلام , تهديد محسوب ميشوند. براي مقابله با اين تهديدها بايد ميراث شهيد مطهري را زنده نگهداريم و آنرا در جان جامعه مان جاري نمائيم . آيا اراده اي براي انجام چنين كار سترگي داريم .

